خاندان اسرائیلی عالیخانی

روزنامه کیهان در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۱۸در مطلبی با عنوان «این ردپاها دنبال كردنی است!» به ارتباطات مسعود با وزارت نفت پرداخته است:

«علاوه بر موارد فوق باید به این خبر حیرت‌انگیز توجه کنیم که رئیس شاخه زیتون موساد دست‌کم از سال ۱۳۸۶ در پروژه‌های نفتی ایران حضور مستقیم داشته است. مسعود عالیخانی که در اسناد متعدد ساواک از او به‌عنوان رئیس شاخه زیتون و مشاور مقامات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل یاد می‌شود، در قالب شرکت Dominion Energy معاملات و قراردادهای گسترده‌ای با برخی شرکت‌های تابع وزارت نفت به امضا رسانده است.» (۱۲)

این مطلب کیهان هیچ‌گاه تکذیب نشد!

ادامه نوشته

رجال یهودی/مرتضی نی داوود؛ استاد موسیقی

ادامه نوشته

رجال یهودی/ حیئم موره؛ معلم نابینا در مدارس آلیانس

ادامه نوشته

رجال یهودی/ طالع همدانی؛ شاعر

ادامه نوشته

رجال یهودی/ نورالله خرازی؛ نویسنده

ادامه نوشته

یهود و مواد مخدر

سال ۲۰۰۰:

در ماه آوریل، یاکوب کوکی اورگاد (Jacob cookie Orgad) که به گفته‌ی خودش مأمور سابق موساد است، به جرم اداره‌ی یکی از بزرگ‌ترین عملیات قاچاق اکستازی در تاریخ آمریکا، دستگیر می‌شود. در این عملیات، مواد مخدری که به طور غیرقانونی در هلند تولید شده، به ارزش صدها میلیون دلار در شهرهایی در سراسر آمریکا توزیع می‌شود. از ویژگی‌های این عملیات، آن است که یهودیان حسیدی (Hassidic) ارتدکس به عنوان پیک مواد مخدر عمل می‌کردند؛ با امید به این که کلاه‌های سنتی و کت سیاه و موهای آویزان به دور گوش‌هایشان، مانع از سوءظن به آنان خواهد شد.

ادامه نوشته

ساسون‌ها، سپهسالار و تریاک ایران

شیخ ساسون بن صلاح (۱۷۵۰ ـ ۱۸۳۰)، قریب به چهل سال ریاست جامعه یهودی بغداد را به دست داشت. در سال ۱۸۲۸م./۱۲۴۴ق. از بغداد گریخت و در بندر بوشهر اقامت گزید. در بوشهر درگذشت و ریاست این جمع به پسر بزرگ او، دیوید ساسون، رسید. دیوید ساسون (۱۷۹۲ ـ ۱۸۶۴) دو سال بعد به بمبئی رفت و در آن‌جا تجارت‌خانه‌ای تأسیس کرد که پس از چندی به یکی از مهم‌ترین کمپانی‌های هند و سراسر آسیا بدل شد.

پس از مرگ، کمپانی او توسط پسر بزرگش عبدالله (آلبرت) ساسون (۱۸۱۸ ـ ۱۸۹۶)، و با همکاری هفت پسر دیگر دیوید ساسون، اداره می‌شد. او به صنعت روی آورد و یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های نساجی هندوستان را در بمبئی بنا کرد و در دهه ۱۸۷۰ نخستین اسکله غربی هند، به نام «اسکله ساسون»، را ایجاد نمود. این ثروت هنگفت از کجا پدید شد؟ در این زمان حدود بیست سال از انحصار کشت تریاک ایران توسط ساسون‌ها و صدور آن به چین و انگلیس می‌گذشت و بی‌تردید این تجارت سهم بزرگی در انباشت سرمایه ساسون‌ها داشت.

آلبرت (عبدالله) ساسون سپس در لندن مستقر شد و با لُرد ناتانیل مایر روچیلد (لرد روچیلد اول و رئیس «بانک آواینگلند») از نزدیک‌ترین دوستان خصوصی پرنس ولز (پسر بزرگ ملکه ویکتوریا که در سال‌های (۱۹۰۱ ـ ۱۹۱۰) با نام ادوارد هفتم به سلطنت رسید) بود...

سپهسالار موقعی که مُرد از ثروتمندترین رجال ایران بود... در زمان صدارت میرزاآقاخان نوری، موقعی که سرکنسول ایران در تفلیس بود، گندم به قیمت خیلی ارزان از آذربایجان وارد می‌کرد و به روس‌ها که مشغول جنگ در شبه‌جزیره کریمه بودند به قیمت‌های هنگفت می‌فروخت... خودش روزی در حضور ناصرالدین‌شاه، اعتراف کرد که در زمان سفارتش در استانبول، در سفری که به اروپا می‌کرده یکی از ثروتمندان معروف عثمانی را که مرتکب قتلی شده بود، با استفاده از مصونیت دیپلماتیک سفرا، در لباس پیش‌خدمتی سفارت ایران در کشتی نشانده و به اروپا فراری داد و قاتل... صد هزار لیره طلا... تقدیم کرد... کسی نمی‌پرسد که جمع‌کنندگان آن ثروت‌ها چگونه و از چه راهی به دارائی دست یافته‌اند. حتی امروز هم از میان کسانی که در مسجد سپهسالار نماز می‌خوانند یا مجلس ختم می‌گذارند، یا از میان طلابی که در آن مسجد حجره دارند، ندانند که بنیان‌گزار این مسجد که بوده و هزینه بنای آن را از چه راه‌ تأمین کرد؟!

(تر

ادامه نوشته

رجال یهودی/ داود آلیانس؛ پادشاه نساجی انگلستان

قبل از پایان قرن بیستم، بیش از 75 هزار کارگر و کارمند را در جهان، به استخدام خود در آورد و فعالیت خود را به بیمه، بانکداری، مهندسی و... توسعه داد و... «پادشاه نساجی انگلستان» نامیده شد... در سال 1980 م از ملکه لقب «سر» گرفت. در سال 2004 با کسب لقب «لرد»، به مجلس اعیان راه یافت و در اولین سخنرانی خود در مجلس لردها، خود را نمونه مهاجری توصیف کرد که در سال 1950 فقط 14 پوند در جیب، وارد این کشور شد و تا آن زمان فقط میلیاردها پوند، به وزارت دارایی مالیات داده است. او زندگینامه خود را در قالب کتابی به نام «A BAZAAR LIFE» منتشر کرد و پس از مدتی ترجمه فارسی آن را هم با نام «بچه کاشی» زیر چاپ برد.

ادامه نوشته

رجال یهودی/ مراد آقالر؛ احیاگر کلیمیان مشهد بعداز الله داد

ادامه نوشته

رجال یهودی/ آمنون نتزر؛ ایران شناس دانشگاه عبری اورشلیم

اصلا اهل اصفهان بود. پدربزرگ پدری او، سموئل، تاجر پارچه بود و حدود 18 سال قبل، از اصفهان، با خانواده به رشت رفت. در آن روزگار، در این شهر 120 خانواده یهودی می زیستند.در سال 1950 در 13 سالگی به اتفاق خانواده به اسرائیل رفت

ادامه نوشته

رجال یهودی/ ایرج (امیر) لاله‌زاری؛ رئیس دانشکده داروسازی

ادامه نوشته

رجال یهود/ هماسرشار؛ فعال رسانه ای و فمنیست

ادامه نوشته

رجال یهود/ ملا مراد آقالر؛ احیاگر کلیمیان مشهد پس از «الله داد»

فرزند آرفائل. مشهور به ملامراد، 11سال پس از واقعه الله داد، به دنیا آمد. اجداد او در اواسطه قرن هفدهم، از اسپانیا به ایران و کاشان کوچ کردند. در زمان نادرشاه افشار و تبدیل مشهد به پایتخت، آنان نیز در مشهد مقیم شدند...ملا مراد، تاجر پوست، پارچه و ابریشم بود و ثروت خوبی هم به هم زد و توانست کنیسای بزرگی در مشهد بنا کند. وی در 77 سالگی از راه هندوستان به فلسطین رفت و در آستانه تأسیس رژیم اسرائیل، از تشکیل دهندگان جامعه یهودیان مشهدی و ایرانی در فلسطین بود... هم اکنون «هاراو مردخای آقالر» نبیره او در «بن براق» (بنی پراک) فلسطین حاخام است.

ادامه نوشته

یهودشناخت/ شوفارنوازی و آداب آن

نواختن شوفار نیز آدابی دارد؛ نوازنده باید بایستد و نشستن او جایز نیست؛ او قبل از نواختن، «براخای شوفار» می خواند: «متبارک هستی تو «هشم» خالق ما! پادشاه عالم که مقدس نمود ما را با میطواهایش و دستور فرمود به ما نواختن شوفار را.» سپس براخای «شهیحیانو» خوانده می شود.

نوازنده باید شوفار را در دست راست بگیرد و از طرف راست لب و به سمت بالا در آن بدمد. اگر نوازنده در جایی نتوانست ادامه دهد، شخص دیگری از همان نوایی که صدای شوفار قطع شده، باید آن را ادامه دهد. هرگز روز شبات شوفار نواخته نمی شود. بهترین زمان، شوفارنوازی از سپیده دم هنگام روز تا غروب آفتاب است. برای تمیز کردن شوفار باید سرکه و یا گلاب استفاده کرد.

ادامه نوشته

رجال یهودی/ مرتضی معلم؛ فرهنگنامه نویس

ادامه نوشته

رجال یهودی/ موسی کرمانیان؛ موسس انجمن یهودیان ایرانی در آمریکا

کرمانیان بنیانگذار «باشگاه برادران» بود که جلسات آن در سالن دبیرستان کوروش در خیابان شیخ هادی، کوچه هاتف برگزار می گردید. او همچنین مطالبی برای مجله (ایسرائل) به سر دبیری دکتر «رحیم کهن» می نوشت و چندی بعد مجله «عالم یهود» را بنا نهاد و خود سردبیر آن شد...

یکی از رهبران جوان کلیمیان ایران، با جوامع یهودیان جهان مرتبط شد. وی با یهودیان کشورهای عربی، به ویژه یهودیان عراقی ارتباط وثیقی داشت. دو دوره، در سالهای 1340 تا 1350 عضو فعال انجمن کلیمیان تهران بود و به عنوان سفیر و نماینده کلیمیان ایران در کنگره های جهانی یهودیان شرکت می جست و به عنوان یکی از اعضای اصلی هیئت اجرائی کنگره جهانی یهود انتخاب شد.

ادامه نوشته

رجال یهودی/ سلیمان ساسون؛ معمار

ادامه نوشته

رجال یهودی/ فرنگیس حصیدیم؛ پرستار، رئیس انجمن زنان کلیمی ایران

او در سال ۱۳۸۶ پس از ۴۱ سال پرستاری، بازنشسته شد، اما به دعوت هیات‌مدیره بیمارستان، دوباره مشغول خدمت شد. وی در ۷۳ سالگی (نوروز ۱۳۹۰) در همین بیمارستان درگذشت. انجمن بانوان کلیمی در ۲۲ خرداد همان سال، نکوداشتی برای وی برگزار کرد که در این مراسم، خانم «شهلا حبیبی» (مشاور امور زنان دولت هاشمی رفسنجانی و) رئیس وقت «شبکه ارتباطی سازمان‌های غیردولتی زنان ایران» و نمایندگانی از سازمان زنان زرتشتی و انجمن زنان ارمنی حضور یافتند.

ادامه نوشته

رجال یهود/ یونس حمامی؛ رهبر جامعه کلیمیان ایران

ادامه نوشته

رجال یهودی/ عزیز الله سلیمانی؛ نخستین منتخب کلیمیان در اولین مجلس شورای ملی

ادامه نوشته

رجال یهودی/ شعبان شهری؛ شاعر و هنرپیشه

ادامه نوشته

روایت ناصر تکمیل همایون از ماجرای اختفای بنی‌صدر

واکنش بنی‌صدر به انفجار دفتر حزب چه بود؟

خبر اسامی کشته‌ها را که برای ما می‌آوردند من شاهد بودم بنی‌صدر برای بعضی از آن‌ها گریه کرد. می‌گفت بعضی از این‌ها آدم‌های خوبی بودند. کسی که بیشتر یادم می‌آید شهید حسن عباسپور وزیر نیرو بود. بنی‌صدر حالتی نداشت که بتوانیم بگوییم خوشحال بود.

نسبت به دکتر بهشتی چه واکنشی نشان داد؟

درباره ایشان سکوت کرد. بنی‌صدر از مرحوم بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای خوشش نمی‌آمد. نسبت به مرحوم هاشمی و موسوی اردبیلی هم بی‌تفاوت بود. در میان آن گروه نسبت به مرحوم مهدوی کنی نظر خوبی داشت.

درباره ترور ۶ تیر آیت‌الله خامنه‌ای چه واکنشی نشان داد؟

نه بدحال شد نه خوشحال؛ اما از هفتم تیر دیگر روحیات بنی‌صدر عوض شد. ما تا آن روز مخفی بودیم، اما از آن روز به بعد ماجرای مخفی شدن کمی روشن‌تر و مشکل‌تر شد. من سراغ آقای داریوش فروهر رفتم. آقای فروهر خودش هم پنهان شده بود. حالا برای پیدا کردن فروهر هم مکافات داشتیم. به فروهر که ماجرا را گفتم، گفت تنها راهش این است که ایشان [فروهر] برود قم و با آقای پسندیده ملاقات کند که او پادرمیانی کند تا بنی‌صدر را بتوان یک جا مخفی کرد. قرار شد فروهر این کار را بکند و همچنین یک ‌بار هم بیاید بنی‌صدر را ببیند که البته نیامد. او به من حالی کرد که اگر بخواهی بنی‌صدر را پیش امام ببری تا آن موقع ممکن است کشته شود. چون از هفتم تیر به بعد فضا کمی هیجانی شده بود و مردم شعارهای ضد بنی‌صدر می‌دادند و گویا انفجار حزب جمهوری اسلامی را به دستور او می‌پنداشتند. از طرفی هم خانواده بنی‌صدر به ما فشار می‌آوردند که تو نه چریکی نه خانه تیمی داری. به من می‌گفتند بنی‌صدر را تحویل مجاهدین بده. آن‌ها خانه تیمی دارند و می‌توانند او را حفظ کنند. البته من مخالف بودم مجاهدین وارد قضیه شوند...

ادامه نوشته

روایت ناصر تکمیل همایون از ماجرای اختفای بنی‌صدر

واکنش بنی‌صدر به انفجار دفتر حزب چه بود؟

خبر اسامی کشته‌ها را که برای ما می‌آوردند من شاهد بودم بنی‌صدر برای بعضی از آن‌ها گریه کرد. می‌گفت بعضی از این‌ها آدم‌های خوبی بودند. کسی که بیشتر یادم می‌آید شهید حسن عباسپور وزیر نیرو بود. بنی‌صدر حالتی نداشت که بتوانیم بگوییم خوشحال بود.

نسبت به دکتر بهشتی چه واکنشی نشان داد؟

درباره ایشان سکوت کرد. بنی‌صدر از مرحوم بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای خوشش نمی‌آمد. نسبت به مرحوم هاشمی و موسوی اردبیلی هم بی‌تفاوت بود. در میان آن گروه نسبت به مرحوم مهدوی کنی نظر خوبی داشت.

درباره ترور ۶ تیر آیت‌الله خامنه‌ای چه واکنشی نشان داد؟

نه بدحال شد نه خوشحال؛ اما از هفتم تیر دیگر روحیات بنی‌صدر عوض شد. ما تا آن روز مخفی بودیم، اما از آن روز به بعد ماجرای مخفی شدن کمی روشن‌تر و مشکل‌تر شد. من سراغ آقای داریوش فروهر رفتم. آقای فروهر خودش هم پنهان شده بود. حالا برای پیدا کردن فروهر هم مکافات داشتیم. به فروهر که ماجرا را گفتم، گفت تنها راهش این است که ایشان [فروهر] برود قم و با آقای پسندیده ملاقات کند که او پادرمیانی کند تا بنی‌صدر را بتوان یک جا مخفی کرد. قرار شد فروهر این کار را بکند و همچنین یک ‌بار هم بیاید بنی‌صدر را ببیند که البته نیامد. او به من حالی کرد که اگر بخواهی بنی‌صدر را پیش امام ببری تا آن موقع ممکن است کشته شود. چون از هفتم تیر به بعد فضا کمی هیجانی شده بود و مردم شعارهای ضد بنی‌صدر می‌دادند و گویا انفجار حزب جمهوری اسلامی را به دستور او می‌پنداشتند. از طرفی هم خانواده بنی‌صدر به ما فشار می‌آوردند که تو نه چریکی نه خانه تیمی داری. به من می‌گفتند بنی‌صدر را تحویل مجاهدین بده. آن‌ها خانه تیمی دارند و می‌توانند او را حفظ کنند. البته من مخالف بودم مجاهدین وارد قضیه شوند...

ادامه نوشته

رجال یهودی/فتح الئه بینا؛ عضو مجلس موسسان دوم

ادامه نوشته

رجال یهودی/ ربیع مشفق همدانی؛ مدیر خبرگزاری پارس و نخستین سردبیر کیهان

ادامه نوشته

رجال یهودی/ اوریل داویدی؛ مرجع یهودیان ایران از 1358 تا 1373 ه.ش

ادامه نوشته

رجال یهودی/ سیامک مره صدق؛ نماینده ادوار هشتم تا دهم مجلس شورای اسلامی

ادامه نوشته