واکنش بنیصدر به انفجار دفتر حزب چه بود؟
خبر اسامی کشتهها را که برای ما میآوردند من شاهد بودم بنیصدر برای بعضی از آنها گریه کرد. میگفت بعضی از اینها آدمهای خوبی بودند. کسی که بیشتر یادم میآید شهید حسن عباسپور وزیر نیرو بود. بنیصدر حالتی نداشت که بتوانیم بگوییم خوشحال بود.
نسبت به دکتر بهشتی چه واکنشی نشان داد؟
درباره ایشان سکوت کرد. بنیصدر از مرحوم بهشتی و آیتالله خامنهای خوشش نمیآمد. نسبت به مرحوم هاشمی و موسوی اردبیلی هم بیتفاوت بود. در میان آن گروه نسبت به مرحوم مهدوی کنی نظر خوبی داشت.
درباره ترور ۶ تیر آیتالله خامنهای چه واکنشی نشان داد؟
نه بدحال شد نه خوشحال؛ اما از هفتم تیر دیگر روحیات بنیصدر عوض شد. ما تا آن روز مخفی بودیم، اما از آن روز به بعد ماجرای مخفی شدن کمی روشنتر و مشکلتر شد. من سراغ آقای داریوش فروهر رفتم. آقای فروهر خودش هم پنهان شده بود. حالا برای پیدا کردن فروهر هم مکافات داشتیم. به فروهر که ماجرا را گفتم، گفت تنها راهش این است که ایشان [فروهر] برود قم و با آقای پسندیده ملاقات کند که او پادرمیانی کند تا بنیصدر را بتوان یک جا مخفی کرد. قرار شد فروهر این کار را بکند و همچنین یک بار هم بیاید بنیصدر را ببیند که البته نیامد. او به من حالی کرد که اگر بخواهی بنیصدر را پیش امام ببری تا آن موقع ممکن است کشته شود. چون از هفتم تیر به بعد فضا کمی هیجانی شده بود و مردم شعارهای ضد بنیصدر میدادند و گویا انفجار حزب جمهوری اسلامی را به دستور او میپنداشتند. از طرفی هم خانواده بنیصدر به ما فشار میآوردند که تو نه چریکی نه خانه تیمی داری. به من میگفتند بنیصدر را تحویل مجاهدین بده. آنها خانه تیمی دارند و میتوانند او را حفظ کنند. البته من مخالف بودم مجاهدین وارد قضیه شوند...