درباره مراد نانکلی/ گفتگو با خواهر شهید/شیرزنی که از زندان ساواک جان به در برد

شهید مراد نانکلی به عنوان یکی از سمبل های مقاومت شناخته می شود. وی که جوانمرداته در برابر ساواک ایستاد و اطلاعات همرزمانش را آشکار نساخت تا در اثر شکنجه در ۱۹ شهریور ۱۳۵۳ به شهادت برسد، در حالیکه طبق حکم دادگاه حدود ۶ ماه دیگر به آزادی او نمانده بود. برای فهم حجم شکنجه کافی است بدانیم که شهید امیرمراد نانکلی از بدنی قوی برخوردار بود و در میان دوستانش به «بچه رستم» معروف بود و در مسابقات زندان حضورش در هر تیم برنده شدن آن را پیشاپیش نوید می داد. در کنار این برادر، شیرزنی به مبارزه پرداخته است که خاطرات او بخشی از تاریخ سبوعیت رژیم ستمشاهی است. خانم حمیده نانکلی که اینک دهه ششم زندگی را می گذراند، آذر ۱۳۵۳ در ۱۶ سالگی دستگیر شد و تا اوج گیری مبارزات در سال ۵۶ در زندان به سر برد. آنچه مرا در این گفتگو بیش از هر چیز تحت تاثیر قرار داد، زندگی بسیار ساده او بود و اینکه در گفته هایش هیچ احساس طلبی از انقلاب نداشت! کسی که خیلی درباره شکنجه با آب و تاب صحبت می‌کند، بدانید خیلی مزه شکنجه را نچشیده که راحت می‌تواند در باره‌اش حرف بزند. آن کسی که تحمل کرده، نمی‌تواند راحت درباره‌اش حرف بزند.

ادامه نوشته

ساواک، موساد و سازمان‌های سیاسی ایران  

ساواک، موساد و سازمان‌های سیاسی ایران

عبدالله شهبازی

از امروز دوشنبه 17 خرداد 1389، کتاب منتشر نشده عبدالله شهبازی، مورخ و پژوهشگر کشور به صورت پاورقی و اختصاصی در خبرآنلاین منتشر می‌شود.

این مطالب که با عنوان «ساواک، موساد و ایران» منتشر می‌شود، بخشی از کتاب «سرویس‌های اطلاعاتی و انقلاب اسلامی ایران» آخرین کتاب شهبازی است که از ابتدای اردیبهشت 1389 در حال نگارش این کتاب بوده و قصد دارد پس از اتمام آن را به صورت آنلاین در سایت شخصی‌اش منتشر کند.

شهبازی در مقدمه کتاب نوشته است:
«مندرجات این کتاب یک‌باره نجوشید. سال‌ها درباره مطالب و فاکت‌های آن ‌اندیشیده‌ام، از دوستان قدیمی، اعم از مبارزان سیاسی دوران پهلوی، از همه نوع، و کارشناسان باتجربه، ‌پرسیده‌ام، فرضیات و احتمالات خود را به بوته نقد سپرده‌ام، و به دنبال اسناد و مدارک در منابع مختلف برای غنی‌تر شدن نظراتم بوده‌ام.

ادامه نوشته

روایت ناصر تکمیل همایون از ماجرای اختفای بنی‌صدر

واکنش بنی‌صدر به انفجار دفتر حزب چه بود؟

خبر اسامی کشته‌ها را که برای ما می‌آوردند من شاهد بودم بنی‌صدر برای بعضی از آن‌ها گریه کرد. می‌گفت بعضی از این‌ها آدم‌های خوبی بودند. کسی که بیشتر یادم می‌آید شهید حسن عباسپور وزیر نیرو بود. بنی‌صدر حالتی نداشت که بتوانیم بگوییم خوشحال بود.

نسبت به دکتر بهشتی چه واکنشی نشان داد؟

درباره ایشان سکوت کرد. بنی‌صدر از مرحوم بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای خوشش نمی‌آمد. نسبت به مرحوم هاشمی و موسوی اردبیلی هم بی‌تفاوت بود. در میان آن گروه نسبت به مرحوم مهدوی کنی نظر خوبی داشت.

درباره ترور ۶ تیر آیت‌الله خامنه‌ای چه واکنشی نشان داد؟

نه بدحال شد نه خوشحال؛ اما از هفتم تیر دیگر روحیات بنی‌صدر عوض شد. ما تا آن روز مخفی بودیم، اما از آن روز به بعد ماجرای مخفی شدن کمی روشن‌تر و مشکل‌تر شد. من سراغ آقای داریوش فروهر رفتم. آقای فروهر خودش هم پنهان شده بود. حالا برای پیدا کردن فروهر هم مکافات داشتیم. به فروهر که ماجرا را گفتم، گفت تنها راهش این است که ایشان [فروهر] برود قم و با آقای پسندیده ملاقات کند که او پادرمیانی کند تا بنی‌صدر را بتوان یک جا مخفی کرد. قرار شد فروهر این کار را بکند و همچنین یک ‌بار هم بیاید بنی‌صدر را ببیند که البته نیامد. او به من حالی کرد که اگر بخواهی بنی‌صدر را پیش امام ببری تا آن موقع ممکن است کشته شود. چون از هفتم تیر به بعد فضا کمی هیجانی شده بود و مردم شعارهای ضد بنی‌صدر می‌دادند و گویا انفجار حزب جمهوری اسلامی را به دستور او می‌پنداشتند. از طرفی هم خانواده بنی‌صدر به ما فشار می‌آوردند که تو نه چریکی نه خانه تیمی داری. به من می‌گفتند بنی‌صدر را تحویل مجاهدین بده. آن‌ها خانه تیمی دارند و می‌توانند او را حفظ کنند. البته من مخالف بودم مجاهدین وارد قضیه شوند...

ادامه نوشته

معرفی اجمالی "در دامگه حادثه" خاطرات پرویز ثابتی

«بنده همیشه به سهم خودم با شکنجه که یک چیز غیرقانونی بود مخالفت کرده‌ام و چون حقوق خوانده بودم به سهم خودم همیشه با هرچیزی که منجر به شکنجه شود مخالفت کرده‌ام و هیچ وقت هم خودم نه شکنجه دیده‌ام و نه بازجویی کرده‌ام!».

ادامه نوشته

درباره حسین زاده؛ جانشین ثابتی در ساواک

رضا عطارپور مجرد (نام مستعار: دکتر حسین‌زاده؛ زاده ۱۳۱۷ خورشیدی در کاشان)، یکی از بازجویان ساواک در کمیته مشترک ضد خرابکاری بود.

ادامه نوشته

درباره سردار رضایی

ادامه نوشته

مرتضی الویری و همکاران ساواک

گروه مهدوین و الویری

الویری و ساواک

ادامه نوشته

درباره مظفر بقائی 5

ادامه نوشته

اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق آقای طالقانی را بسیار ناراحت کرد/ خدا حنیف‌نژاد را رحمت کند

مهدی طالقانی گفت: اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق آقای طالقانی را بسیار ناراحت کرده بود. این افراد واقعا متدین بودند و مانند خورشید تابانی می‌درخشیدند. من با اتفاق برادر بزرگم با ناصر صادق مدتی هم اتاق بودیم و زندگی کردیم.

اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق آقای طالقانی را بسیار ناراحت کرد/ خدا حنیف‌نژاد را رحمت کند

مؤسسین‌ و اعضای‌ اولیه‌ «سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌ ایران‌» به‌ دلیل‌ سابقه‌‌ اسلامی‌ و ارتباطاتی‌ که‌ از قبل‌ با شخصیت‌هایی‌ مذهبی‌ همچون‌ مهندس‌ بازرگان‌، آیت‌ اللّه‌ طالقانی‌، آیت‌ اللّه‌ مطهّری‌ و شهید بهشتی‌ داشتند، به‌ سرعت‌ توانستند نظر اعتماد بسیاری‌ از شخصیت‌های‌ سیاسی‌ و مذهبی‌ و متدینین‌ بازار و اصناف‌ را به‌ خود معطوف‌ ساخته‌ و از حمایتهای‌ مادی‌ و معنوی‌ آنان‌ برخوردار شوند. در ادامه مشروح مصاحبه‌ای با سید مهدی طالقانی فرزند آیت‌الله سید محمود طالقانی در باره «سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌ ایران‌» می‌خوانید:

ادامه نوشته

الویری از «تعلل در دستگیری عناصر فرقان» تا پس از ترور «شهید مفتح» خبر داد

ضی الویری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب که پس از انقلاب در جریان دستگیری گروه فرقان نقش پررنگی بر عهده داشته به برخی زوایای کمتر پرداخته شده ماجرای همکاری و دستگیری این گروهک اشاره کرده است. از جمله اینکه دوستانش معتقد بودند می‌شد از ترور مفتح جلوگیری کرد و نیز پس از ترور هاشمی رفسنجانی به طور جدی برای سرکوب فرقان وارد عمل شده‌اند. متن پیش رو تفصیل گفت‌و‌گوی روزنامه ایران با وی است.

ادامه نوشته

روایت یک هنرمند از احساس آزادی مارکسیست‌ها با رفتن دولت احمدی‌نژاد


بعضی مارکسیست هایی هستند که بعد از رفتن دولت قبل احساس آزادی بیشتری می کنند و می خواهند عرصه تجسمی را در انجمن های تخصصی که دارند در دست بگیرند این را به راحتی می توان رصد کرد.

ادامه نوشته

عبدالستار دوشوکی؛ ایرانی مقیم لندن، فرمانده "جبهه متحد بلوچ"

عبدالستار دوشوکی در چابهار به دنیا آمد. در سال 1356 "انجمن بلوچ‌های مقیم مرکز"(تهران) را تأسیس کرد. 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت در راستای تجزیه بلوچستان از کشور اسلامی برآمد و از دانشگاه اخراج شد.

مدتی در چابهار به تدریس در دبیرستان و هنرستان مشغول شد ولی با خروج از کشور به انگلیس گریخت و در این کشور به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۸۹ دکترای پزشکی خود را از دانشگاه لیدز انگلیس گرفت. بعد هم در سال ١٩٩١  از دانشکده مدیریت دانشگاه شهر لندن "فوق لیسانس مدیریت" را دریافت نمود.

ادامه نوشته

حمايت دو سويه هاشمي رفسنجاني و بهزاد نبوي

حمايت دو سويه هاشمي رفسنجاني و بهزاد نبوي
تألیف : کامران غضنفری
هاشمی رفسنجانی یکی از حامیان نبوی:
از آنجا که آقای هاشمی حداقل در دو مقطع به یاری بهزاد نبوی شتافته و جلوی پی گیری های جدی پرونده های نبوی را گرفته ( یک بار با ممانعت از انتشار خبر ارتباط وی با آمریکایی ها و آگاه کردن خود وی از این ماجرا ، و بار دیگر با ممانعت از انتشار نتیجه گزارش تحقیق و تفحص مجلس در باره بیانیه الجزایر ) ، بهزاد نبوی نیز در برخی برهه های حساس به کمک ایشان آمده است . یکی از این موارد انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 1384 بود که نبوی در این باره می گوید:
«هاشمی آخرین خاکریز ما بود . تحلیل این بود که اگر معین رد صلاحیت شود و یا رأی نیاورد ، ما می بایست یک خاکریز دیگر نیز داشته باشیم ... من با دوستان کارگزار [حزب کارگزاران سازندگی] دیدار داشتم و همیشه تشویق می کردیم که آقای هاشمی در انتخابات شرکت کنند». 234

ادامه نوشته

امت واحده

هرچند برخی اعضای دستگیرشده فدائیان اسلام و نهضت آزادی، جناح مذهبی داخل زندانهای رژیم شاه را تشکیل می‌دادند، اما عده و تشکیلات آنها در مقابل توده‌ایها و مارکسیستها چندان نبود، تااینکه با تبعید امام‌(ره) و قیام پانزده خرداد که به سرکوبی و دستگیری یاران و طرفداران وی انجامید، زندانهای رژیم مملو از نیروهای مذهبی مبارز گردید. ازآن‌پس، نیروهای مذهبی نه‌تنها در اقلیت نبودند بلکه از نظر تعداد و نیز تشکیلات داخلی در موضع بهتری قرار گرفتند. البته گروههای فرعی زیادی در میان مذهبیون وجود داشتند که دارای زمینه‌های اشتراک و اختلاف با یکدیگر بودند. گروه امت واحده که اعضای آن براساس اعتقاد به اسلام، مبارزه با طاغوت و مبارزه با تحجر و قشری‌گرایی گرد هم آمده بودند، اکثرا از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بودند که با مشاهده تغییر در ایدئولوژی سازمان، از آنها جدا شده و به‌عنوان گروهی از زندانیان سیاسی مسلمان تحت عنوان «امت واحده» اعلام موجودیت کردند. این گروه پس از آزادی از زندان، به اتفاق چند گروه مبارز مسلمان دیگر، «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را پایه‌گذاری کردند. مقاله زیر شرح مختصری از تاریخچه این گروه سیاسی ــ مذهبی است.

«امت واحده» یکی از هفت‌ گروه تشکیل‌دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. ازآنجاکه اکثریت قریب‌به‌اتفاق موسسان گروه مزبور از زندانیان سیاسی مسلمان بودند و گذشته از سابقه مبارزاتی و عضویت پیشین در سازمانها و گروههای دیگر، در زندان به چارچوب فکری، انسجام، روابط تشکیلاتی، ایدئولوژی و استراتژی جدید دست یافته بودند، در سال 1355 گروهی را تشکیل دادند که ابتدا تصمیم داشتند خودشان را «گروه زندانیان سیاسی مسلمان» بنامند، اما به‌دلایل امنیتی و برای جلوگیری از شناخته‌شدن، اعضای گروه سرانجام نام «امت واحده» را برای خودشان انتخاب کردند.

ادامه نوشته

موحدين

موحدین

گروهی از جوانان تحصیل کرده و دانشجو از جمله حسین علم الهدی در سال های 1350- 1349 در اهواز انجمنی را به نام «انجمن اسلامی دانشوران اهواز» تأسیس کردند. هدف انجمن ترویج اسلام از طریق اقدامات فرهنگی بود.

ادامه نوشته

فلاح 2


ادامه نوشته

مهدويون

گروه مهدویون

این گروه در سال 1352 توسط سید مهدی امیرشاه کرمی بنیان گذاشته شد. سید مهدی در سال 1331 در یک خانواده ی مذهبی در اصفهان متولد شد. مهدی پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) شد.

مهدويون
ادامه نوشته

فلاح

بنيانگذاران گروه فلاح از مبارزاني بودند که از اواخر دهه 40 در صحنه مبارزات سياسي و مسلحانه حضور فعالي داشتند و به واسطه مقبوليت و جاذبه يي که سازمان مجاهدين خلق در ميان نيروهاي مذهبي داشت، به عنوان عضو يا طرفدار با اين سازمان همکاري مي کردند و تا هنگام ظهور گروه فلاح و ضرورت تشکيلاتي مستقل در فعاليت هاي سياسي گوناگون شرکت داشتند.
از کساني که به عنوان بنيانگذاران گروه مي شود به آنها اشاره کرد مي توان از مرتضي الويري و حسن منتظرقائم نام برد.
ادامه نوشته

داماد امام موسی صدر: جلال‌الدین فارسی محرم قذافی بود

ادامه نوشته