16 فروردین 1391 - 12:58:06

در یادداشت "قلاده های خیانت" مطرح شد
افشاگری ضد انقلاب فراری درباره محمد تهوری، بابک داد، مخملباف، حقیقت‌جو و مجتبی واحدی

خبرنامه دانشجویان ایران: داریوش سجادی يكي از عناصر اپوزيسيون مقيم آمريكا در مقاله با عنوان "قلاده های خیانت"، فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور را مبتلا به بیماری سندروم دانست که دچار خود چه گوآرا بینی هستند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، سجادی در وبلاگ خود – سخن – خطاب به اپوزیسیون خارج نشین می‌نویسد:

فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی مانند پهلوانانی هستند که تا زمانی که در ایرانند خوش نشینان سیاست اند و بمجرد خروج از کشور مبتلا به سندروم «خود چه گوآرا بینی» می شوند.

این ضد انقلاب فراری در ادامه این مقاله، همکاسه‌های خود را متهم به دو چهرگی میکند و می‌نوسید: "پنج سال پیش وقتی یکی از پیش‌کسوتان مطبوعات ایران در وبلاگ شخصی اش مطلبی را در مورد بنده به این مضمون نوشت که «سجادی چقدر در خارج از کشور شبیه خودش مانده» در پاسخ به ایشان معروض داشتم: "علت مانائی سجادی در خارج از کشور به سیاق داخل، ناشی از آن است که سجادی داخل کشور، همان سجادی خارج از کشور است، اگر جای تعجبی است نسبت به آنانی باید باشد  که در خارج از کشور شبیه خویش نیستند و علت را باید در آنجا بکاویم که ایشان در داخل کشور نیز «خود» نبودند و تصویر واقعی شان گریم شده بود و به محض ورود به فضای جدید، چهره  جدیدی از خود نشان دادند. آنچه که نامتوقع است و محل اعجاب، ریاکاری آن موقع و دگرباشی نامتعارف امروزین آن دسته از دوستانی است که همچون بت عیار و بمنظور دخول در دل دلدار هر لحظه به سیما و شمائی ز در آیند!"

سجادی در ادامه به فراری‌های خارج کشور اشاره میکند و آنها را متهم به بیماری سندروم "چه گوآرا" میکند و مینویسد: "محمد تهوری، بابک داد و مجتبی واحدی نمونه هائی برجسته و در دسترس از چنان «باد نوردانی» اند که می توانند اسباب تنبُــّه دیگر مبتلایان به چنین سندرومی را فراهم آورند."

این روزنامه نگار ضدانقلاب، محمد تهوری را  یکی از پدیده‌های خلق الساعه از جوار جنبش دوم خرداد معرفی میکند و مینویسد: "این شخص صرفاً از قبال یک «بعله گرفتن» پای سفره عقد از یکی از نمایندگان اناث و ماجراجو در مجلس ششم، ناگهان از کسوت خبرنگاری ساده و محجوب در پارلمان ایران خود را به کانون و عمق مجاهدت و انقلابیگری در خارج از کشور پرتاب کرد یا لااقل چنین تخیلی از خود را به خود پمپ کرد!"

وی در ادامه نوشت: "مشارالیه (تهوری) بعد از آن وصلت انشاالله فرخنده بود که با عزیمت و اقامت در ایالات متحده در معیت همسر متدرجاً مبتلا به همان سندرومی شد که پیش تر از آن تحت عنوان سندروم «خود چه گوآرا بینی» یاد کردم."

سجادی در ادامه مقاله خود با طعنه به اجلاس دو روزه اپوزیسیون که در بهمن ماه سال گذشته در هلند برگزار شد نوشت: "در استکهلم محمد تهوری به اتفاق دیگر مدعوین بر این امر صحه گذاشته که نظام جمهوری اسلامی باید ساقط شود! چنین «فتوائی»! موید ظرفیت بالا و اثرگذار «تئوری مبارزه با دشمن فرضی» نزد غالب ایرانیانی است که تا در ایران بودند پیاز حکومت را می‌خوردند و پوزیسیون بودند و با خروج از کشور به طرفة العینی متوجه می شوند که از بطن مادر اپوزیسیون و انقلابی بوده اند.

وی در ادامه خطاب به بابک داد یکی دیگر از روزنامه‌نگاران فراری مینوسید: "دومین نمونه، پدیده ای بنام «بابک داد» است که تا وقتی توانست از پستان نظام شیر بنوشد ارزنی در دفاع از تمامیت جمهوری اسلامی مضایقه نکرد تا جائی که در آذر ماه سال 81 که «قاسم شعله سعدی» نماینده پیشین مجلس ایران بنا به هر دلیلی اقدام به تحریر و انتشار نامه ای سرگشاده و هتاکانه خطاب به آیت الله خامنه ای کرد این بابک داد بود که بیش و پیش از هر کسی وظیفه خود می دانست تا پاسخی دندان کوب به شعله سعدی داده و ایشان را انذار دهد."

سجادی درادامه مجتبی واحدی را این طوز معرفی میکند که: "مجتبی واحدی را نیز نمی‌توان از این قافله منفک کرد که تا دیروز که ایام به کام بود در همان جمهوری اسلامی خوش می خرامید و بزرگترین دغدغه اش طی مصاحبه با اینجانب در تلویزیون هما و در دور نخست ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اعتراض به مد شدن جراحی گونه آقایان و رواج لاابالی گری و قرتی بازی جوانان بود! و اکنون که در جوار کاخ سفید نماینده خود خوانده «شیخ مهدی کروبی» شده."

این روزنامه‌نگار ضد انقلاب دایره ناسزاگویی خود را در ادامه بیشتر میکند و دیگر خارج نشینان فراری را هم جزء افرادی میداند که دچار بیماری خود چه گورایی هستند میداند و مینویسد: "این سیاهه را می توان تا مخملباف ها و سازگاراها و حقیقت جوها و امیرارجمندها و ابراهیم نبوی ها و کوثرها و کذا و کذا و کذا ادامه داد و لامروت خاک ایران در کنار قهرمانانش تا چه اندازه و همزمان در پروراندن شامورتی بازان و خوش خرامان در زمین اجنبی از استعدادی بالا برخوردار است!"
 
وی ادامه میدهد: شخصاً و پیش‌تر بر این نکته تاکید کرده بودم که اپوزیسیون در خارج از کشور جز «بیزینس» چیز دیگری نیست و مشارالیها صرفاً در جدال بر سر بودن و رُبایش سهم و جیره خود از بودجه‌هائی که بتناوب توسط دولت آمریکا و متحدین اش در اروپا بمنظور براندازی حکومت در ایران تخصیص داده می شود با یکدیگر بر سر اثبات  بیشتر انقلابی بودن نزد «خزانه دار» ازطریق هر چه هذیان گوئی بیشتر به رقابت می پردازند.

خاطر نشان می شود پس از شکست برنامه های محافل اپوزيسيون در تحریم انتخابات مجلس، این گروه ها برای اینکه خود را از این شکست توجیه و خود را مبرا کنند به ناسزا گویی و زد وخورد لفظي در بین هم افتاده اند و همدیگر را به کم کاری و دورویی در مقابل جمهوری اسلامی متهم میکنند.