تبارشناسی قبائل فتنه(1۸) كارگزاران بيت منتظری در بيت امام خميني رحمت الله عليه(4)
تبارشناسی قبائل فتنه(1۸) كارگزاران بيت منتظری در بيت امام خميني رحمت الله عليه(4)
چه کسانی می خواهند امام را از خانه بیرون کنند؟

۹ دی شماره ۲۷- شنبه ۷ مهر ۱۳۹۰
امام را از خانه بيرون مي كنند!
بخشهايي از آخرين نطق «آيت الله توسلي» درجلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام قبل از اينكه دار فاني را وداع كند:
«...يك دستي در كار است كه بيت امام(ره) و شخصيتهاي مبارز اسلام را كه به انقلاب دلبستگي داشتند، آنها را از صحنه خارج كنند. آقاي حاج حسن آقا خميني... يك خوابي ديده بودند... حدود دو ماه قبل، بعضي از بزرگان اطلاع دارند، ايشان گفتند كه من خواب ديدم امام (ره) به من فرمودند كه؛ "حسن! من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند." [سيد حسن خميني] گفتم: "آقا چه كسي شما را از اين خانه بيرون مي كند؟" بازخواب ديدم دوباره كه امام(ره) فرمودند: "حسن! من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند!" تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم. البته من [توسلي] نمي گويم كه خواب حجت است اما گاهي خوابهايي است كه انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي شود. من در كلمات حضرت امام (ره) مطالعه ميكردم و ديدم كه اين پيش بيني را خود امام(ره) كرده است در تاريخ 23 آبان 61 : «اينجانب هيچگاه ميل نداشتم و ندارم كه درباره نزديكان خود سخني بگويم يا دفاع كنم. ليكن علاوه بر آنكه در پيشگاه مقدس حق (جل و علي) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال است اميد عفو و بخشش دارم و تمام سرمايه ام اعتراف به تقصير و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزيز نيز اعتراف به قصور، تقصير و از آنان اميد عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم (از نظر اين گروهها) و احتمال قوي ميدهم كه پس از من براي انتقام جويي از من به بعضي از نزديكان و دوستانم تهمتها كه من آنها را ناروا ميدانم، بزنند و به آتشي كه بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند.» [توسلي:] اين نامهاي است مفصل از امام(ره).
هاشمي: اين نامه كجا است؟ آيا اين نامه چاپ شده؟
توسلي: بله، عين اين نامه هست. البته اين نامه مفصل است و من قسمتي از آن را خواندم.
هاشمي: اين در صحيفه نور و اينها هم است؟
توسلي: در صحيفه امام(ره) هست، اين نامه در وعده ديدار امام(ره) هست.
[شيخ حسن] صانعي: در دو سه جا هست.
توسلي: اين نامه در دو سه جا هست. شما ببينيد آقاي حاج حسن آقا يك مسووليت دارد. نگهداري...، موسسه تنظيم و نشر امام (ره) مربوط به ايشان است و اگر او نخواهد امام (ره) را حفظ كند و كلمات امام (ره) را نگه داري كند خوب چه كسي بايد بكند؟ حاج حسن آقا يك كسي است كه هم توليت آستانه حرم امام را دارد و هم مسوول موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است... شما ببيند منشور روحانيت امام در سال 67 است. مي فرمايد كه در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر اينها بود مقابله را آسان مينمود، بلكه علاوه بر آن گلوله حيله «مقدس نمايي» و «تحجر» بود. گلوله «زخم زبان» و «نفاق» و «درويي» كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد...»
با آرزوي غفران و رحمت الهي براي حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد خميني و آيت الله توسلي، بخشهاي ديگري از پيام حضرت امام خميني(ره) در 23 آبان 1361 را مرور ميكنيم. متن اين پيام در صحيفه نور نيست. اما در صحيفه امام، جلد 17 صفحات 90 به بعد درج شده است. در پي نوشت اين متن در صفحه 93 آمده است: «آقاى سيد احمد خمينى در زمانى كه اسناد و آثار مكتوب امام خمينى را جهت درج در مجموعه آثار امام باز بينى مىكردند، در ذيل اين نوشته امام خمينى، چنين مرقوم داشته است: "جناب آقاى حميد انصارى! بارها خدمت امام عرض مىكردم كه دفاع از من در فرهنگ جنابعالى نيست و ديديم هم نشد، جز نامهاى كه در آن بدين معنا هم اشاره شده بود، فكر مىكنم اين دفاع هم با فرهنگ معظمٌ له سازگارى ندارد، ايشان چون مظلوميت مرا ديدهاند، ناچار به عنوان دفاع از مظلوم اين را نوشتهاند، لذا اين نامه را نياوريد و بگذاريد آن چه راجع به من مىگفتهاند گفته باشند، خدا به اعمال انسان داناتر است...- احمد خمينى - 3 بهمن 73" پس از رحلت يادگار امام، از فرزند ايشان، آقاى سيدحسن خمينى... درخواست كرديم اجازه دهند اين سند ارزشمند كه گوياى بسيارى از رنجهاى امام و فرزند... ايشان است...، را منتشر سازيم و در مجموعه آثار امام نيز درج شود. (حميد انصارى)»
فرازهاي ابتدايي پيام 23 آبان 1361 همان است كه از آيت الله توسلي نقل شد، حضرت امام خميني(ره) در ادامه ميفرمايد: «... من احساس وظيفه شرعيه نمودم براى رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزيز اظهار كنم كه از قِبَل من در اين خصوص تقصيرى نباشد. يكى از آنان كه بيش از همه احتمال انتقام جويى از من درباره او مىرود احمد خمينى فرزند اين جانب است. اينجانب در پيشگاه مقدس حق شهادت مىدهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب در زمانى كه وارد اين نحو مسائل سياسى شده است از او رفتار يا گفتارى كه برخلاف مسير انقلاب اسلامى ايران باشد، نديدهام و در تمام مراحل از انقلاب پشتيبانى نموده و در مرحله پيروزى شكوهمند انقلاب مُعين و كمك كار من بوده و است و كارى كه برخلاف نظر من است انجام نمىدهد و در امور مربوطه چه در اعلاميهها يا ارشادها بدون مراجعه به من تصرف و دخالتى نمىكند؛ حتى در الفاظ اعلاميهها بدون مراجعه دخالت نمىكند و اگر در امرى نظرى دارد، تذكر مىدهد كه تذكراتش نيز صادقانه و برخلاف مسير انقلاب و مصلحت نيست و من اگر تذكراتش را نپذيرفتم تخلف از قول من نمىكند و من نيز اگر حرفش را صحيح ديدم، قبول مىكنم و اميدوارم حرف صحيح را از همه كس قبول كنم و اما در جهت مالى كه بعض مخالفان انقلاب گاهى نسبتهايى به او مىدهند بايد بگويم كه ايشان در امور مالى من دخالت ندارد و ضبط و حفظ بيتالمال در اختيار بعض آقايان مورد و ثوق مىباشد و اگر براى اشخاص وجوهى بخواهد پيشنهاد مىكند و من بدون واسطه يا به واسطه آن آقايان وجه را مىرسانم و من اعلام مىكنم كه احمد در هيچ بانك داخلى و خارجى و هيچ مؤسسهاى وجهى و سهمى ندارد و در هيچ جا در خارج و داخل زمين مزروعى و غير آن و ساختمان و امثال ذلك ندارد و اگر بعد از من داراى يكى از اين امور بود در داخل يا خارج دولت وقت با اجازه فقيه وقت مصادره نمايند و او را تحت تعقيب در آورند و اميداست كه دولتمردان جمهورى اسلامى هميشه ضوابط را ملاحظه و از روابط احتراز نمايند...»
حضرت امام خميني(ره) در فرازي ديگر از اين پيام ميفرمايند:« و در امور سياسى مدتى تهمتها زده شد كه احمد طرفدار منافقين است و من در طول مدت انقلاب مخالفتهايى از او [عليه منافقين] مىديدم كه ديگران بر آن شدت و قاطعيت نبودند و در اين آخر كه قضيه زندان اوين پيشآمد و شكاياتى از آقاى لاجوردى مىشد و مخالفتهايى مىشد [غير] از احمد كسى را نديدم كه بيشتر از آقاى[شهيد سيد اسدالله ] لاجوردى طرفدارى كند و دفاع نمايد و وجود او را براى زندان اوين لازم و بركنارى او را تقريباً فاجعه مىدانست. يا مسئله طرفدارى از بنى صدر، او مادامى كه من از بنى صدر به واسطه بعض مصالح جانبدارى مىكردم او هم گاهى طرفدارى مىكرد و آنگاه كه من پرده را بالا زده و او را بركنار كردم حتى يك مرتبه از او طرفدارى نكرد و مخالفت شديد مىكرد. يا مسئله خط سوم كه مدتى نقل مجالس مخالفان بود و تهمتهاى ناروا مىزدند و من او را امر به سكوت كردم و او هيچگاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر بواسطه انتقام جويى از من پس از من گروههايى به مخالفت او برخاستند من دين خود را به او به عنوان يك مسلمان و يك رَحِم ادا كردم و خداوند تبارك و تعالى حاضر و ناظر است و من اميدوارم كه احمد به خداى تبارك و تعالى اتكال نمايد و از غير او از هيچ كس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق به واسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و ترديد راه ندهد و در خدمتها از خداوند متعال چشمداشت داشته باشد و براى بدست آوردن هيچ مقامى قدم برندارد و چون او را شخص مفيد براى انقلاب مىدانم اميدوارم در كنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف به خدمت هرچه بيشتر قيام كند...»
امام خميني(ره) سپس به رابطه سيد احمد خميني با روحانيت اشاره كرده و ميفرمايند: «و اما در موضوع روحانيت كه گاهى احمد مورد تهمت واقع مىشود من او را موافق جدى با روحانيت مىدانم. اساس روحانيت چيزى نيست كه يك نفر مسْلم با آن مخالف باشد و اما موافقت بىقيد و شرط كه هر كس با هر عمل و اخلاق و ايده مورد تأييد او باشد و لباس روحانيت به قامت هر كس اگر چه برخلاف مشى اسلامى انسانى رفتار كند سزاوار و موجب لزوم غمض عين باشد از او و هيچ روحانى متعهد و مسلمان معتقد به ارزشهاى اسلامى متوقع نيست و نبايد باشد. و اينجانب كراراً گفتهام كه روحانى نماى غيرمهذب و در غير خط اسلام از ساواكى براى اسلام و جمهورى اسلامى خطرناكتر است. در هر صورت احمد در اين باره از خط اسلام و خط روحانيت متعهد پيروى مىكند و اميد است انشاءاللَّه تعالى در اين خط مستقيم كه صراط اللَّه است پايدار باشد...»
بازخواني دغدغههاي حضرت امام خميني(ره)
اكنون در خصوص آنچه از آيت الله توسلي نقل شد و آنچه حضرت امام خميني(ره) در آن پيام ذكر كردهاند، يادآوري چند نكته مناسب است. اميدواريم اين نكات بيش از همه مورد توجه برادر عزيزمان سيد حسن خميني- كه خداوند او را در راه خدمت به اسلام و انقلاب اسلامي موفق بدارد- و نيز ديگر بازماندگان و منسوبان به حضرت امام خميني(ره) و همه علاقمندان به آن عزيز سفر كرده، قرار گيرد؛
- دستي در كار است كه بيت امام(ره) و شخصيتهاي مبارز اسلام را كه به انقلاب دلبستگي داشتند، آنها را از صحنه خارج كنند.
- وفق خوابي كه از سيد حسن خميني نقل شده است، حضرت امام خميني(ره) نسبت به "خانه" خود نگران هستند. اين خانه را ميتوان "بيت شريف معظم له" يا "جمهوري اسلامي" و يا "هر دو" به طور توأمان، تأويل نمود.
- طبق پيام حضرت امام خميني(ره) دشمنان آن بزرگوار ميخواهند "بعضي از نزديكان و دوستان ايشان" را با تهمتهاي ناروا در همان آتشي بسوزانند كه آرزو داشتند شخص حضرت امام خميني(ره) را در آن بسوزانند و به جاي حضرت امام خميني(ره) از آنها انتقام بگيرند.
- وفق منشور روحانيت(برادري) كه مشروح آن در جلد 21 صحيفه امام، صفحه 273 به بعد مندرج است و آيت الله توسلي هم به آن شرح كرد؛ حيله «مقدس نمايي» و «تحجر» و «نفاق» و «درويي» هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان امام خميني(ره) را ميسوزاند. حضرت امام خميني(ره) در فرازهاي پاياني پيام 23 آبان 1361 نيز به تفكيك "روحاني متعهد" با "روحانى نماى غير مهذب"و كسي كه "در غير خط اسلام" است ميپردازند و گروه دوم را " از ساواكى براى اسلام و جمهورى اسلامى خطرناكتر" ميدانند.
- حضرت امام خميني(رحمت الله عليه) در پيام 23 آبان 1361 شهادت مي دهند كه حاج سيد احمد خميني(اعلي الله مقامه الشريف) امين، صادق، بود و در اعلاميهها يا ارشادهاي حضرت امام خميني(ره) دخل و تصرفي نميكرد. او، پس از رحلت پدر بزرگوارشان نيز در همين مسير ثابت قدم بودند و حضرت امام خامنهاي (مدظله العالي) بارها به امانتداري و صادقت سيد احمد خميني گواهي دادند.
- حضرت امام خميني(ره) گواهي ميدهند كه سيد احمد خميني از اتهام نارواي طرفداري از منافقين، بني صدر و خط سوم [باند سيد مهدي هاشمي معدوم] مبرا بود و با قاطعيت از مردان نفاق ستيز و پولادين انقلاب اسلامي همچون شهيد سيد اسدالله لاجوردى و نيز روحانيت متعهد دفاع ميكرد.
- حضرت امام خميني(ره) براي سيد احمد خميني، اميدهايي داشت كه آرزو ميكنيم اين اميدها ديگر بازماندگان آن بزرگوار و نيز براي سيد حسن خميني و همه علاقهمندان به ايشان تحقق يابد؛ از جمله اينكه "به خداى تبارك و تعالى اتكال نمايد"، " از غير او از هيچ كس نهراسد"، "به واسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و ترديد راه ندهد"، "براى بدست آوردن هيچ مقامى قدم بر ندارد."و ...
نشر خاطرات منتظري به همت عناصر موسسه امام نشر آثار(ره)!
"حميد داوود آبادي" طي يادداشتي با عنوان «ديدار خصوصي با آيت الله منتظري در قم» در وبلاگ خود مي نويسد:
«پاييز 137۶- چند وقتي مي شد که "اکبر" از دوستان قديمي من و از مريدان پر و پا قرص آيت الله منتظري، دنبال اين بود که ديداري با او داشته باشيم... به توصيه اکبر، براي نماز مغرب و عشا به حسينيه شهدا محل اقامه نماز آيت الله منتظري رفتيم. حسينيه نيمه پر بود. آيت الله "صادق خلخالي"، آيت الله "احمد آذري قمي" و حجت الاسلام "سيد سراج الدين موسوي"(از مسئولان موسسه تنظيم و نشر اثار امام خميني(ره)) هم براي نماز به امامت آقاي منتظري آنجا بودند. اکبر مي گفت: «اينها مأمومين هميشگي آقا (منتظری) هستند.» من(داوود آبادی) که نماز را با نيت فُرادا خواندم. بعد نماز، به کوچه اي که در ورودي خانه منتظري قرار داشت، رفتيم. "عمادالدين باغي" و دو – سه نفر از بچه هاي "موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)" هم آنجا بودند. مي دانستم که باغي از مسئولين اصلي و تاثيرگذار بخش خاطرات موسسه است. دقايقي با هم گرم صحبت شديم. از باغي درباره تجديد چاپ آخرين کتابش "کاوشي درباره روحانيت" پرسيدم که گفت: «فعلا براي چاپ جديد آن برنامه اي ندارم و اگر بخواهم اين کار را بکنم، بخش هاي زيادي از آن را بايد کاملا تغيير بدهم.» "کاوشي درباره روحانيت" کتابي بود که حدود سال 64 از سوي باغي منتشر شد و به قول خودش روحانيت را به دو دسته انقلابي همچون امام خميني، و غير انقلابي و سازشکار تقسيم بندي کرده بود. او که سخت و افراطي تحت تاثير تفکرات دکتر "علي شريعتي" بود، با آوردن اسامي افراد، مثلا به افشاگري آنها پرداخته بود. آن طور که همان زمان مي گفتند، امام چاپ و تکثير آن کتاب را حرام اعلام کرده بود که نيروهاي امنيتي به کفش فروشي "آقا مرتضي" در خيابان انقلاب نبش لاله زار نو – که تنها محل پخش کتاب کاوش بود – ريختند و همه نسخه هاي آن را بردند و ظاهرا خمير کردند. باغي گفت که در حال ثبت و ضبط خاطرات آيت الله منتظري است و دارد کار را به پايان مي رساند. بعدها کتاب خاطرات آيت الله منتظري بدون اينکه اشاره اي به مصاحبه و تدوينگر آن که باغي و عوامل موسسه نشر آثار امام بودند بشود، منتشر شد که کاملاً مغرضانه، جهت دار و بدور از حقيقت نويسي و ثبت واقعي خاطرات بود. مي شود گفت آن کتاب، بيانيه سياسي عمادالدين باغي و همفکرانش در برابر نظام و امام بود.» (وبلاگ حميد دولت آبادي. چهارشنبه 21 مرداد 1388)
در حالی منتظری، خاطرات خود را برای عناصر موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) روايت می کند كه حاضر نيست خاطرات خود را براي "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" بازگو کند. حتی اگر محور خاطرات، "شهيد اندرزگو" باشد. داوود آبادی میافزايد: «از در بزرگ گاراژي وارد حياط خانه شديم. من، علي، اکبر و آقاي "مصطفي ايزدي" که همراه هميشگي منتظري بود، در برابر منتظري قرار گرفتيم و به سلام و احوال پرسي و رو بوسي پرداختيم. منتظري با ديدن اکبر که فرد ثروتمندي است و شديداً به او ارادت داشت و وجوهات شرعي و حتي مبالغ هنگفتي را به عنوان هديه همواره به منتظري پرداخت مي کرد، گل از گُلش شکفت. با خندهاي عجيب خطاب به او گفت: "به به! آقاي اکبر ... تهرانُکُم الله..." اکبر که ظاهرا اقوامش از تبعيد شدگان دوره رضاخان از کردستان به مازنداران بوده اند، با همان لهجه مازندراني و کردي اش خنديد و گفت: "حاج آقا ... ما شمال تشريف داريم..." که منتظري باز خنديد و گفت: "خُب، پس شمالُکُم الله..." بعد از حال و احوال خنده دار اکبر و منتظري، او روي لبه حياط نشست و شروع کرديم به بحث و صحبت. بيشتر صحبت ما درباره ضبط خاطرات ايشان بخصوص درباره شهيد "سيدعلي اندرزگو" بود. وقتي منتظري فهميد که ما در "مرکز اسناد انقلاب اسلامي" کار مي کنيم، اخم هايش در هم رفت و با غيظ قبول نکرد که خاطراتش را بگويد و گفت که دوستان دارند اين کار را مي کنند که منظورش همان عمادالدين باغي بود. ساعتي بر سر بعضي مسائل بحث کرديم. در بين صحبتها، او را فردي بسيار ساده ديدم که به راحتي مي شد با اخبار و اطلاعات نا صحيح، تحت تاثير قرارش داد. بعد از خداحافظي، همراه آقاي "ايزدي" به خانه مقابل رفتيم و ساعتي هم با او صحبت کرديم. ايزدي را فردي بسيار زيرک ديدم که مي توانم بگويم او بود که منتظري را اين وَر و آن وَر مي کرد. وقتي سوار بر ماشين شديم که به تهران بر گرديم، اکبر سراغ "آذري قمي" رفت و کپي نامه چند صفحه اي او را که خطاب به آيت الله خامنه اي و در رد ولايت فقيه بود، از خودش گرفت. در راه، به اکبر گفتم: "...خيلي دوست داشتم يک بار با منتظري رو به رو شوم تا بتوانم شخصيتش را کنکاش کنم، امشب که اين فرصت دست داد، فقط مي توانم بگويم که خدا رحمت کند امام خميني را که در آخرين روزهاي عمرش و در حساسترين زمان تاريخ انقلاب، چه خطر بسيار بزرگي را از کنار انقلاب و نظام گذراند و نگذاشت اين مسئله به فتنهاي ماندگار تبديل شود." اکبر که از حرف من عصباني شد و... به او گفتم: "آنکه من ديدم و از شخصيت منتظري دريافتم، فردي چنان ساده است که به راحتي يک بچه 12 ساله مي تواند با اطلاعات و اخبار غلط او را تحت تاثير قرار بدهد و تحريک کند که مملکت را به هم بريزد".» (همان)
البته باقي گردآورنده خاطرات منتظري و همكار موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)خود نيز پيوستگی و ارادتش را به منتظری پنهان نمی سازد. در اوج فتنه 1388 کيهان خبر داد كه گروهی از باند سيد مهدی هاشمی معدوم به قصد فتنهانگيزي با شيخ مهدی کروبی ديدار كردهاند. فرداي آن روز(30 مرداد)، باقی در جوابيهای به کيهان، نوشت: «اينجانب همواره افتخار ارادت و شاگردي حضرت آيت الله منتظري را داشته ام...»
... ولي ماجرا تمام نشد
ماجراي كينهورزي و تحركات اطرافيان باند سيد مهدي هاشمي معدوم، منتظري و ياران شيخ پرده نشين در موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) و پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي، بدين موارد پايان نمي يابد. آنها تنها به سوء استفاده از موقعيت به نفع خود اكتفا نكرده اند. اما ذكر مواردي ديگر از اين تحركات را به آينده مي سپاريم. انشاء الله.
لازم مي دانيم، يكي ديگر از پيامدهاي حضور چنين افرادي را در موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) را در پايان اين سلسله گزارشها گوشزد كنيم و آن نيز، حركت آنها در خلاف مسيري كه سيد احمد خميني-اعلي الله مقامه الشريف-در تاسيس اين موسسه مد نظر داشت. فعلا به يك مورد از اين حركت وارونه اشاره ميكنيم:
بيانات حضرت امام خميني(ره) ابتدا در مجموعهاي به نام صحيفه نور و سپس با ويرايش جديد در قالب «صحيفه امام» عرضه گرديد. بين اين دو مجموعه تفاوتهائي ديده مي شود كه اغلب ناشي از تلاش براي حسن ويرايش و عرضه بهتر مطلب است. اما در مواردي نيز تفاوتهاي قابل تأملي است. از جمله اين مورد؛
بيانات امام خميني در «جمع پرسنل سپاه پاسداران قرچك ورامين» در 4 تير 1358 در صحيفه «نور» جلد 7 صفحات 201 به بعد و نيز در صحيفه «امام»، جلد 8 صفحه 282 به بعد درج گرديده است.
در صحيفه «نور» اين بيانات با تيتر «در مملكت اسلامى غير قانون خدا هيچ چيز حكومتى ندارد» آغاز مي شود اما در صحيفه «امام» تيتر «حكومت اسلامى، حكومت قانون» براي آن درج شده است. البته از آنجائي كه عنوان بندي مطالب، به سليقه گردآورندگان صحيفه «امام» بستگي دارد، شايد نتوان به اين تغيير سليقه ايراد جدي وارد كرد. اما با مرور همين بيانات متوجه ميشويم، كه گردآورندگان صحيفه «امام» گوئي سعي كردهاند، از كاربرد واژههاي «قانون» در بيانات حضرت امام خميني(ره) مفهومي سكولارتر را به مخاطب القا كنند.
حضرت امام، بر اساس آنچه در صحيفه «نور» آمده است، مكرر از تركيباتي چون «احكام اسلامي» «قانون اسلام»، «قانون خدا» ياد ميكنند. اما گردآورندگان صحيفه «امام» اين تركيبات را به واژه منفرد «قانون» تقليل دادهاند. تصاوير تفاوتهاي صحيفه نور و صحيفه امام را نشان مي دهد:
يكي از وبلاگ نويسان با ارائه همين تطبيق تصريح ميكند: «... ميبينيم برخي آقايان با آنچه که تا به حال ما از امام ميديدم، اظهار نظرهاي متفاوتي دارند... ميگفتيم چرا موسسه امام در برابر تحريفات کلام امام ساکت است؟ اما نميدانستيم که خانه از پاي بست ويران است... ميدانيد که تا مدتي قبل صحيفه «نور» مرجعي بود براي دسترسي به کلام امام. اما مدتي است که موسسه تنظيم و نشر آثار امام به قول خودش با تغييراتي آن را با نام صحيفه «امام» منتشر و در اختيار علاقهمندان قرار داد، با تأکيد بر «تغييرات و رفع نواقص با نام صحيفه امام به چاپ رسيده و نقل قول تنها از اين کتاب معتبر است»... وقتي حتي به کلام امام اين امت رحم نميکنند و آنرا تحريف ميکنند، سانسور ميکنند و اضافه ميکنند؛ آن هم در موسسهاي که مسئول حفظ آن است، چه توقعي از ديگران...است. شايد بگوئيد اشتباهي بوده، ولي بايد گفت يک اشتباه چند بار در مجموعهاي به اين مهمي و مثلاً در قسمتي که تصوير آن را ميبينيد بايد تکرار شود؟ آن هم در قسمتي مهم و محل مناقشه برادران اصلاح طلب! محلي کليدي و تفاوت غربگرايان و اسلام گرايان. آيا جايگزيني «قانون» به جاي «قانون خدا» در چند محل اتفاقي است؟ اين اشتباه در نرم افزاري هم که از صحيفه امام تهيه شده وجود دارد.» (http://gam.parsiblog.com/523053.htm)
نهضت حفظ و نشر آثار امام خميني(ره)
به نظر مي رسد با توجه به سوابق برخي از عناصر فعال در موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) كه طي شمارههاي اخير گزارشهاي تبارشناسي به چند مورد آنها اشاره كرديم و نيز سوء استفاده آنان از اين نهاد، و حتي حركت آنها هم جهت با دشمنان امام خميني(ره)، بازنگري جدي در ساختار و تركيب كارشناسان و برخي از متوليان موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) مناسب و حتي لازم است.
بديهي است افرادي بايد در اين نهاد به كار گرفته شوند بايد داراي اوصافي باشند كه حضرت امام خميني(ره) در پيام 23 ابان 1361 براي سيد احمد خميني، ذكر ميكنند. بايد بعالان اين موسسه را بتوان صاحب ويژگيهائي چون «آشنا و متعهد به مباني انديشه اعتقادي و سياسي حضرت امام(ره)»، «صداقت و امانت داري»، «توان كارشناسي»، «انگيزه الهي» ديد.
البته حفظ و نشر آثار و انديشههاي امام خميني(ره) تنها متوجه يك موسسه نيست. انديشههاي امام خميني(ره) ضامن بقاي نظام مقدس جمهوري اسلامي و تفكر اسلام ناب محمدي(ص) است و حفظ و نشر اين انديشهها نيز مستلزم ايجاد يك نهضت فراگير است. «نهضت حفظ و نشر آثار و انديشههاي امام خميني(ره)» ميتواند با تحقيق و تفحص در خصوص راستي آزمائي آثاري كه موسسه مذكور منتشر ميكند، آغاز و به يك حركت مطالعاتي و تحقيقاتي وسيع در مراكز حوزوي و دانشگاهي تبديل گردد.
تارنمائي براي معرفي رجال معاصر