در ماه‌های تیر و مرداد سال 1382، روزنامه‌های «جام‌جم»، «ایران»، «یاس‌نو» و تعدادی دیگر از جراید، گزارشی درباره «ترور یک زن توسط گروه مهدویت» به چاپ رساندند. در آغاز به نظر می‌رسید این گروه، همان «گروهک مهدویت» سابق است که با تفکرات انحرافی فردی روحانی به نام میلانی شکل گرفته و با نام حذف موانع ظهور امام زمان(عج)، به ترور نافرجام آقای رازینی، رئیس کل وقت دادگستری تهران، اقدام کردند...
اما پس از پیگیری‌های کارشناسان انتظامی و امنیتی و دستگیری ضاربان، مشخص شد که این گروه نه گروهک مهدویت، که از عناصر «فرقه درویشی ذهبیه مهدویه» هستند. در آن خبرها، خواندیم این زن به رغم اصابت سه گلوله به وی، به شکل معجزه‌آسایی نجات پیدا کرده و یکی از ضاربان او در کمال ناباوری، برادرش بوده است.

در پیگیری این اخبار و مطالعه سلسله‌خبرهای مربوطه، مشخص شد، ضاربان به دستور قطب فرقه به نام «ه ـ م» و با این عنوان که حکم اعدام خانم مذکور را امام زمان(عج) صادر کرده و توسط قطب فرقه به عنوان نایب ایشان ابلاغ شده است، دست به ترور زده‌اند. در تداوم پیگیری‌ها، پرده از جنایت دیگری برداشته شد و آن این‌که همسر ناپدیدشده این خانم ـ که از مخالفان فرقه بوده است ـ به دست یکی دیگر از مریدان فرقه در حاشیه تهران و با ضرب گلوله به قتل رسیده و دفن شده است.

قطب فرقه که در این زمان به خارج از کشور متواری و ساکن آمریکا شده بود، با همکاری مریدان خود در کشور، می‌کوشید با یک سلسله اقدامات عملیات روانی و بهره‌گیری از برخی جراید، خانوادگی بودن این قتل‌ها را مطرح کند و دامن قطب فرقه را از این جرایم پاک و منزه جلوه دهد که البته کوشش قطب فراری فرقه تا حدودی به ثمر نشست. این در حالی بود که برخی جراید، این قتل‌ها را خانوادگی و غیرفرقه‌ای اعلام کردند.

پرونده رسیدگی به جرایم کشته شدن مهدی توکلی و مضروب شدن همسر وی به نام اعظم ایزدی و دخالت‌های قطب فرقه و برخی دیگر از مریدان، از سوی دادگاه انقلاب اسلامی پیگیری و در برخی موارد، منجر به صدور احکام برای متهمان پرونده شد.

کمتر از دو سال از اقدام تروریستی این فرقه درویشی نگذشته بود که با هوشیاری مأموران امنیتی ایران، از ترور دو نفر از مطرودین و مخالفان فرقه که مدت زیادی از پیروان فرقه بوده‌اند، جلوگیری و ضارب به همراه سه قبضه سلاح کمری دستگیر شد.

در سال‌ جاری، قطب فرقه که به آمریکا پناهنده شده، در ارتباط‌گیری با یکی از مریدان خود در ایران و هدایت وی و القای این مطلب که دستور از ساحت مقدس صادر شده است، قصد ترور دو نفر از مریدان قدیمی خود به نام‌های «مهدی» و «قاسم» را داشته است. وی با تهیه سلاح و یکسری اقدامات اولیه از جمله بررسی محل و آدرس و اماکن مورد ترور آنان‌، قصد اجرای این نقشه را داشته که البته پیش از هرگونه اقدامی به دست سربازان گمنام امام زمان(عج)، دستگیر و تحویل سیستم قضائی می‌شود.

قربانیان قطب، چه کسانی بودند؟
قطب متواری فرقه، در دیدگاه قاطبه مریدان وی، جایگاه مقدسی داشته و عموما او را نایب امام زمان(عج) می‌‌دانستند و سرسپردگی مطلقی به وی داشتند. از این میان، تعدادی از مریدان وی با آگاهی از چهره حقیقی قطب، ضمن جدا شدن از فرقه به مخالفت با قطب و افشاگری علیه او پرداختند.

نخستین مخالف و افشاگر قطب فرقه، مهدی توکلی بود که با دستور مستقیم قطب و توسط یکی از مریدان به نام «ع ـ ق» ربوده شده و در حاشیه تهران به قتل رسید. پس از وی، همسرش به مخالفت با فرقه پرداخته و در این مسیر حتی با همراهی نکردن خانواده خود روبه‌رو شد. قطب فرقه با تطمیع و تهدید، نتوانست در برابر افشاگری‌های خانم اعظم ایزدی ایستادگی کند و سرانجام با ادعای صدور حکم از ناحیه مقدس و ضرورت کشته شدن وی به عنوان مخالف امام زمان(عج) توسط دو نفر از مریدان، که یکی از آنان برادرش بوده است، هدف ترور قرار گرفته و در خیابان پیروزی، هدف سه گلوله قرار گرفت.

سومین و چهارمین قربانی قطب، دو برادر به نام‌های «مهدی» و «قاسم» بودند. این دو از مریدان قدیمی قطب بوده و مبالغ زیادی هزینه فرقه کردند. قاسم که مدتی شیخ‌المشایخ و جانشین قطب بود، با وی نیز اختلاف پیدا کرده و در نهایت مغبوض وی می‌شود. «ه ـ م» با القای نظریات خود به یکی از مریدان تازه‌اش و دادن لقب «مختار زمان» به او، مأموریت مقدس ترور این دو برادر را به ایشان می‌سپارد.

پس از خنثی شدن آخرین اقدام تروریستی فرقه، جانشین قطب که هدایت امور فرقه در ایران را بر عهده داشت با حکم مقام قضائی، بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. گویا هم‌اکنون، فعالیت‌های مخرب و ضدامنیتی فرقه درویشی ذهبیه مهدویه تعطیل شده و پرونده متهمان در حال رسیدگی در سیستم قضائی است.

معرفی فرقه ذهبیه مهدویه
فرقه درویشی ذهبیه، یکی از سلسله‌های معروف درویشی در ایران است. این سلسله درویشی به سبب ریاست‌طلبی شیوخ خود دارای انشعابات متعددی شده و به همین دلیل، لقب «اغتشاشیه» به خود گرفته است.
یکی از شعبات فرقه ذهبیه،‌ فرقه «مهدویه فتحیه گمنامیه» است. قطب این فرقه به نام «فتحعلی»، مدعی مأموریت از سوی امام زمان(عج) شد. پس از وی، فردی به نام سیدعلی تهرانی، معروف به «کفری» جانشین فرقه شد. پس از وفات کفری، افراد متعددی، جانشین وی شدند که یکی از آنان، «ه ـ م» است.

وی مدتی در تهران به خیاطی اشتغال داشته و در سال 1336 در بانک ملت استخدام می‌شود. «ه ـ م» مسافرت‌های خارجی زیادی رفته که از جمله آنها که توانست در فعالیت‌های وی مؤثر باشد، مسافرت به هندوستان است.

«ه ـ م» با ریاکاری‌های بسیار خود، توانست مریدان زیادی را مجذوب خود سازد. وی شدیدا در حلقه مریدانش خود تأثیرگذار بوده و عموم آنان را شیفته و مسحور خود ساخته است تا جایی که اقدامات تروریستی برخی از مریدان بدون هیچ‌گونه چشمداشتی و صرفا برای رضایت قطب شکل گرفته است.

این فرقه با نادیده گرفتن برخی احکام شرعی مانند عمده فرقه‌های به ظاهر معنوی، مسیر انحرافی خود را گذرانده و آرام آرام، پس از تحکیم پایه‌‌های قطب در فرقه و القای این نظر که قطب بر مریدان ولایت داشته و به امام زمان(عج) متصل است، به اوج انحراف نزدیک شده و در نهایت، با اقدامات قتل و ترور، چهره واقعی خود را نمایان ساخت.

اضافه می‌شود که قطب فرقه و برخی مریدان وی، به آمریکا پناهنده شده و ارتباطاتی با سرویس‌های امنیتی این کشور برقرار کرده‌اند و گفتنی است که پرونده متواریان به اتهام عاملیت و آمریت در قتل، در دادگاه انقلاب اسلامی، در حال رسیدگی است.


...........

یکی از فرقه های صوفیه تازه به دوران رسیده فرقه مهدویه اشراقیه گمنامیه است

این فرقه شاخه ای از ذهبیه است که توسط یکی از صوفیان ذهبی بنام سید محمد محسنی راه افتاد

قطب این فرقه ادعاها وسخنان عجیبی دارد که مایه خنده وتفریح است

از جمله وی در جمع مریدانش شایعه کرده بود که علاه محمد تقی جعفری از وی درخواست کرده که وارد فرقه مهدویه شود ولی آقای محسنی از او خواسته برای شکستن نفس چند روزی سر خیابان آدامس بفروشد که ایشان قبول نکرده است

این سخن در بین صوفیان مهدوی دزفول شهرت دارد.هر چند در سفر علاه به دزفول ایشان در جمع مسئولین پس از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شده و فرموده بودند که نامبرده دفتر شعری آورده تا به قول خودش اشعار عرفانیش را علاه ببیند که بعد از چند روز علامه جواب داده بودند که باید در شعر بیشتر کار کند

حال ایشان عکسی از علامه را بسیار ناشیانه مونتاژ کرده ودر سایت گذاشته ومدعی ارتباط با ایشان شده است


عکس مونتاژ شده علامه جعفری

متاسفانه در دوره اصلاحات به دليل ضعف نهادهاي نظارتي وآنارشيسم حاكم بر دولت خاتمي برخي وابستگان فرقه ها توانستند به مجلس راه يابند.

نمونه بارز آنها سيد احمد آوايي نماينده كنوني دزفول در مجلس هفتم بود. نامبرده فرزند سيد اسماعيل آوايي از بزرگان فرقه ذهبيه وازاعضاي اصلي هيئت امناي خانقاه آنها در دزفول است.

يكي از برادران وي نيز وكيل دكتر گنجويان فراماسونُ قطب فرقه ذهبيه است كه هم اكنون در انگلستان زندگي مي كند.

با روي كار آمدن سيد احمد آوايي اين فرقه قدرت زيادي پيدا كرد وموفق به گسترش خانقاه خود در دزفول شد.حتي تعدادي از صوفيان ذهبي توانستند به برخي مشاغل راه يابند.

فيلمي از وي موجود است كه نامبرده ضمن دفاع از فرقه مخالفين صوفيه در دزفول را اغتشاشگر مي خواند.

شركت چاي احمد نيز مربطو به احمد افشار ومهمترين منبع در آمدي اين فرقه است كه اخيرا توسط محمود افشار در لندن مديريت مي شود وچاي محمود را نيز توليد مي كند.


.................

یکی از دراویش مدتی است در قسمت نظرات خصوصی پیام میدهند که فرقه ما (ذهبیه مهدویه اشراقیه گمنامیه ...- کی میره این همه راهو-)راه نجات است و قطب ما فلان است و ... . تصمیم گرفتم در مورد این فرقه تازه به دوران رسیده هم مطلبی داشته باشم تا ایشان هم ناراحت نشوند . تعداد اعضای این فرقه به حدی کم و نایاب هستند که ما نتوانستیم انها را پیدا کنیم فقط همین که کلا یک خانقاه در دزفول دارندو یک قطب و... همین . با تلاش یکی از دوستان یکی از شیخ هایشان را پیدا کردیم و یکی از ما برای صحبت رفت وقتی برگشت تعجب کرده بود و گفت : باز هم به اقای جذبی شیخ گنابادی ،اون حداقل یه کم حالیش بود، این یکی هنوز نمیدونه   من عرفه نفسه فقد عرفه ربه   ایه قران نیست بلکه حدیثه و اصرار داشت كه اين ايه قرانه . بالاخره این نتایج بدست امد:

1-هنوز ماجرای قتل و خواهر کشی در بین اعضای این فرقه را فراموش نکردیم برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید.

2- هنوز ماجرای مونتاژ عکس قطب فرقه با علامه جعفری را به یاد داریم .ببینید برای مشروعیت بخشیدن به خودشان چه کارهایی میکنند(کلیک کنید)

3- کدام عقل یا منطق یا شرعی به آنها اجازه داده که یه عده همزمان با بردن نام مقدس علی بن ابیطالب العیاذ بالله شروع به رقصیدن کنند و جناب کارمند سابق اداره ابیاری(قطب فعلی) هم مشغول تماشا باشه تازه یه عده هم از سر ذوق بلند بشن و سر آنهایی که می رقصند (بخوانید فقرا ) پول بریزند  ...آیا آنهاشرم نمی کنند از اینکه کار های خلاف را به اسامی مقدس گره بزنند ...

4-قطب اول انها که به کفری معروف بود را در دزفول خیلی ها میشناسند و میدانند چرا به این نام مشهور بوده(ما از ذکر علت ان برای جلوگیری از شرم بیشترشان خودداری میکنیم)

 

5-همه میدانند که کفری هیچ وقت جانشین مشخص نکرد ولی بعد از مرگش در سال1356 عده ای که او را دیده بودند مانند : سید محمد کریم زاده محسنی و محمد تولایی مشهدی ، سید نورالین عادل و بزاز زاده اهوازی و سید بهاالدین سیدی ، هدایت ا... منشی زادگان مدعی جانشینی وی شدند.

6-اسم خانقاه خود را مهدویه گذاشته اند؟؟؟!!!! . این چه نوع مهدویه ای است که در آن انحراف تبلیغ می شود و باعث گمراهی عده ای از جوانان این مرز وبوم است این چه نوع مهدویه ای است که در ان آواز و رقص و برخی حرکات نامعقول انجام می شود ایا این یک توهین و سوء استفاده از اسامی نیست؟!.

 

7-بر خلاف دیگر فرق صوفیه انها حتی نتوانستند یک سلسله دروغین(مانند ذهبیه و نعمت اللهیه)برای خود بنویسند.

8-انقدر محدود هستند که هیچ کس وقت خود را برای انها تلف نکرده فقط دو صفحه کلا در رد انها نوشته اند ، چون این فرقه چیزی برای گفتن ندارد(مراجعه کنید به در کوی صوفیان نوشته  صالح علیشاه صفحه520 و فرقه صوفیان نوشته سید محمد محدث صفحه286)

9-مرحوم خاوری برادر بزرگتر اسداله خان خاوری همشیره زاده ی مجدالاشرف(رئیس فرقه ی ذهبی) می گفت :

او(کفری) را دیدم و پرسیدم :شنیده ام قطب شده ای ؟

جوابم داد:چه چیز من از دائی شما که قطب ذهبیه است کمتر است؟

گفتم:الحق نه تنها چیز کمتری نداری ، بلکه شیطنت برگرفته یا برخاسته از«کفر» را داری،ولی بدان او یک چیز دارد که تو نداری ، سوال می کند چه چیز؟

خاوری گفت جوابش را دادم :جواز کسب.

با تعجب پرسید جواز کسب چیه ؟! خاوری می گوید گفتم: شجره ای به بلندای تاریخ جعلی تصوف در اسلام

10-از برخی مراجع در مورد این فرقه جدیدالتاسیس سوال کردیم ببینید:

متن سوال:

بسمه تعالی

با توجه به تاسیس و ترویج فرقه ی تازه ای به نام مهدویه اشراقیه گمنامیه که مرکز فعالیت انها دزفول می باشد خواهشمند است در مورد این فرقه و عقایدشان ما را راهنمایی  کنید.

با تشکر

متن پاسخ ها:

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ج-غیر از فرقه ناجیه شیعه اثنی عشریه که ملتزم و متمسک به ولایت اهل بیت علیهم السلام میباشند و معروف و مشهورند فِرَق دیگر اگر چه خود را در اصل در شیعیان و اهل ولایت معرفی کنند،از طریق مستقیم منحرف و گمراهند.

4جمادی الثانیه1429

 

 

ایت الله العظمی بهجت:

بسمه تعالی

خبری از ان نداریم و اگر انها هم از فرقه صوفیه باشند ،بر باطل هستند.

 

 

ایت الله العظمی مکارم شیرازی:

این گونه فرقه ها که متاسفانه به واسطه افراد سودجو یا مزدوران بیگانه برای ایجاد تفرقه هر روز در گوشه و کنار پیدا می شوند فرقه های گمراهی هستند که باید از انها پرهیز کرد.

 

 

دفتر ایت الله العظمی فاضل لنکرانی(رضوان ا... تعالی علیه):

از عقاید این فرقه اطلاعی نداریم. و با نظر مرحوم اقا راه صحیح هدایت همان است که در طول تاریخ توسط فقهای بزرگ شیعه بیان شده است ، و هم اکنون نیز توسط فقهای عظام تبیین میشود و برمقلدین لازم است طبق ان عمل کنند و هر کس از این طریق هدایت تحت هر عنوانی جدا شود و فرقه خاصی ایجاد کند انحراف از صراط مستقیم است که البته خود سردمداران ان می دانند که این تشکیلات بی اساس جز برای عوام فریبی و سوء استفاده از عواطف و احساسات دینی مردم چیز دیگری نیست . لذا بر مومنین لازم است که با حفظ هوشیاری خود فریب این گروه های مختلف را نخورند و به دام شیطان گرفتار نشوند

5/3/87

 

 

ایت الله العظمی مظاهری:

بسمه تعالی

عقاید شیعه را اینجانب در اخر رساله توضیح المسائل اورده ام و هر عقیده و هر فرقه که عقاید انها با شیعه ناسازگار باشد صحیح نیست و باید از آن پرهیز کرد.


............



با توجه به تاسیس و ترویج فرقه ی تازه ای به نام مهدویه اشراقیه گمنامیه که مرکز فعالیت انان دزفول می باشد که حتما جنابعالی مستحضر می باشید خواهشمند است توضیحاتی درباره این فرقه و عقاید و ... برای اینجانب ارسال نمایید .

با تشکر

پاسخ

با سلام
دوست محترم
این فرقه از فرقه های تصوف می باشند كه دارای خانقاه و پیر و مرشد هستند و دارای افكار انحرافی بوده و ادعای ارتباط با امام زمان دارند .
آنها معتقدند كه بهترین افراد روی زمین هستند و اگر خدا آنها را به خلق بشناساند خلق آنها را به خدایی می پرستند به همین دلیل اجازه نمی دهد مردم نیكی های آنها را ببینند از آن جهت كه عملا كارهایی انجام می دهند كه مورد سرزنش و ملامت مردم قرار گیرند از این جهت به آنها ملامتیه گفته می شود .آنها مدعی هستند كه همه اسرار غیب را می دانند كه همگی این ادعا ها باطل است.
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران

...............

خانقاه مهدویه در محله ای است مشرف به مهمترین پل دزفول (پل شریعتی). مهدویه ابتدا منزل مسکونی حاج سید حسین ظهیرالاسلام از صوفیان دزفول که از سال 1355 به امر سید علی مبدا درویش به نام مهدویه موسوم شد.

وقتی که از دومین کوچه "خراطون" به سمت رودخانه می پیچیم درب بزرگ سبز رنگی را مشاهده می کنیم که در بالای آن تابلوي برنز تیره رنگی نصب گردیده که مشخص ترین کلمه ی آن "مهدویه " به رنگ سبز از جلوه خاصی برخوردار است.
در صحن خانقاه درخت کنار کهن سالی است. در ابتدای حیاط که مشرق این مکان است به ترتیب وضوخانه و اتاق آستانه داری مهدویه است. در سمت راست حیاط که در واقع ضلع شمالی این بناست سالن اصلی "مهدویه" محل حضور اعضای این فرقه قرار دارد با یک در بزرگ در وسط و دو در کوچک در کنار. این سالن در سه مرحله ساخته شده دارای 250 متر مربع مساحت است قسمتی از این سالن که به ارتفاع پنج پله از بقیه سالن جدا می گردد به مساحت 110 متر به عنوان مسجد اختصاص پیدا کرده است.
در سمت چپ حیاط به ترتیب آشپزخانه بزرگی با ساخت و بافت قدیمی وجود دارد که هر پنج شنبه پخت و پز شام در آن صورت می گیرد. بعد از آشپزخانه کتابخانه ای به مساحت 50 متر است با تقریبا  4000 جلد کتاب...

مراسم عمومی

هر پنج شنبه اندکی مانده به اذان مغرب اعضای فرقه با بوسیدن خاک مقدس آستانه وارد می شوند. مراسم با نماز جماعت مغرب شروع می شود. پس از نماز مغرب سوره "فتح" از قرآن مجید تلاوت می گردد پس از تلاوت قرآن و ادای نماز عشا، سفره گسترده می شود و میهمانان برای تبرک لقمه ای تناول می کنند. تعدادی هم کاسه نیاز خود را پر می کنند تا خانه نشینانی را که توان آمدن ندارند را بهره مند سازند. پس از صرف شام معمولا دعای کمیل قرائت می شود.
گفتنی ترین موضوع تشکیل حلقه ذکر است که از اختصاصی ترین آداب محافل طریقتی می باشد خواندن اشعار عاشقانه با آواز و دست افشانی و گاهی پایکوبی نمودهای مختلفی از انبساط درونی و "حال" سالک است که از جذاب ترین آداب اهل طریق است. از میان این مراسم آنچه "حال" سالک را به اشتیاق تبدیل می کند... بیاناتی است که قبل یا بعد از آداب شوق، حضرت آقای محسنی پیر منیر سلسله مهدویه می فرمایند... با توسل به اولیای حق ... مراسم به پایان می رسد.

در سایر شهر های ایران بخصوص در تهران خیابان مقدّس اردبیلی ( زعفرانیه ) نیز جمع کثیری از شیفته گان و سالکین شبهای جمعه گرد هم جمع می آیند که معمولا به تناوب حضرت آقای محسنی در این جلسات حضور دارند.
در خارج از کشور نیز اوّلین محفل طریقتی مهدویه اشراقیه در شهر آمستردام مرکز هلند به همّت جمعی از ارادتمندان تشکیل گردید و فعلا هر دو هفته یکبار روزهای شنبه از ساعت 7 تا 10 شب ارادتمندان  حلقه انس و صفا را برقرار می کنند...


زندگی نامه سید علی درویش مبدا (درویش کفری)

سيّد علي مبدأ معروف به «مبدأ درويش تهراني» فرزند ابوجعفر در سال 1268 هجري شمسي مطابق با 1302 هجري قمري در تنكابن ديده باز كرد. از نحوه زندگي و تحصيلات او در دوران نوجواني وجواني اطلاعي در دست نيست، ولي برخي از مريدان نزديك او گفته اند كه «مجتهد مسلّـم» بوده است. تــاريخ دقيـق نـزول حـضرتش را در دزفول همه از ياد برده اند. امّا از جمع بندي اقوال به تقريب سال 1290 هجري شمسي را مي توان نخستين طلوع اين آفتاب اين ديار گرفت.
به طوري كه مشهور است از قول حضرتش که : « مرحوم ظهيرالاسلام مرا خواست.» ايشان مدّت 18 سال در دزفول و اهواز اقامت داشته‎اند و در خلال اين سال ها مسافرت‎هايي به نجف اشرف و ساير عتبات عاليات داشته اند و مراحلي از سلوك را در خدمت «سيّد فتحعلي» فرزند مرحوم حضرت راز به انجام رسانيد. در طول مدتي كه دزفول از بوي خوش او معطر مي شد پيوسته حبيب و انيس دل هاي خاص بوده  است به طوري كه صاحب ديوان مجنون در آرزوي هم صحبتي با او چنين مي سرايد:
جــانا هواي گلشن و بستانم آرزوست
شــب دركنار رود دز و چــهارده مهي
گـر صحبت از قلندري و فـقر مـي كنم
حور و قصور و جنت و غلمانم آرزوست
بـر روي صفـه صحبت جانانم آرزوسـت
رنـدانــه‎اي زسيـد عــريـانـم آرزوســت
ولي طوطي جانش قفس وطن را شكست و به هندوستان معني پرواز كرد. اولين تصويري كه از ايشان در هندوستان در دست است تاريخ حمل (=فروردين) 1320 را نشان مي‎دهد ـ اگرچه مهاجرت او به هندوستان قبل از اين تاريخ بوده است ـ با حدود 40 سال اقامت در خلوت‎كده هاي هندوستان از يار و اغيار بريد تا به يگانه يار رسيد.
در اين ساليان دراز اقامت در غربت، مريدان غالباً از طريق مكاتبه دستورات لازم را از محضر ايشان مي گرفتند. سرانجام در سال 1352 از خلوت حرم دل به جلوت ياران پيوست و مريدان پروانه وار گرد شمع وجودش حلقه زدند و تا پايان عمر مبارك در دل و ديده آنها جا داشت.
سيّد در واپسين لحظات زندگي به حكم آيه شريفه:
«افنَّ الذينَ يفبايعونَكَ افنّما يبايفعون الله يدالله فوقَ ايديهم» همه دستهايي را كه به ساحت مقدسش ارادت ورزيده بودند به دست خداوند كه بالاترين دستهاست سپرد و براي حفظ و استمرار اين يگانگي اقدام به تأسيس سلسله جليله «گمناميه مهدويه» نمود و مقام تبليغ و ارشاد اين سلسله را به حاج سيّد محمّد محسني كه از مريدان مقرب ايشان بودند به خط مبارك خويش افاضه نمودند و چنين مرقوم فرمودند: «آقاي سيّد محمّد محسني شريعت گر نبودي انبيا را طريقت كي رسيدي اوليا را مراتب شرع از همه جهت محفوظ است در احكام شرع كاملاً بايد رفتار كرد تا در آخرت به نتيجه اعمال خود مي رسد حورٌ مقصورات الي آخر آيه امّا درطريقت برياضات شاقّه مافوق الطّاقه به موت ارادي موتوا قبل ان تموتوا مراتب عقبي و آخرت را مشاهده خواهيد نمود به چشم دراين عالم...القصه قصه كوتاه، شما مجاز هستيد در طريقت گمناميه مهدويه تبليغ و ارشاد نماييد...» [اهواز، زمستان 1353]
سرانجام وی در تاريخ هفتم آبان ماه 1356 او پس از سپردن كفن خويش ـ در محضر جمعي از مريدان ـ به حضرت آقاي محسني دعوت حق را لبيك گفت.
حضرت سيّد ـ اعلي الله مقامه الشريف ـ براي جلوگيري ازهرگونه انحراف و اشتباه وسوء استفاده از اين نام وسلسله مقدس هرگونه ادعايي را مبني بر هدايت و پيشوايي اين سلسله بجز مراتب فوق تكذيب مي نماييم و براي اطمينان اهل دل اسنادي كه به خط مقدس حضرت سيد جهت افاضهي مقام تبليغ و ارشاد به حضرت آقاي محسني مرقوم فرمودهاند منعكس ميگردد.
طريقت کي رسيدي اوليا را

مهم ترين توصيه اي که جاودان ياد حضرت سيد علي مبدا سلسله جنبان مهدويه به سيد محمد محسني در ارشادنامه ي خود متذکر شده اند چنين است:
« آقاي سيد محمد محسني،
شريعت گر نبودي انبيا را طريقت کي رسيدي اوليا را
مراتب شرع از همه جهت محفوظ است. در احکام شرع کاملاً بايد رفتار کرد تا در آخرت به نتيجه اعمال خود مي رسد ... اما در طريقت به رياضات شاقٌه ي مافوق الطٌاقه به موت ارادي مفوتو قَبلَ اَن تَمفو توا مراتب عقبي و آخرت را مشاهده خواهيد نمود به چشم در اين عالم ... » (1)
آنچه از توصيه و تاکيد در عبارت بالا دريافت مي شود، توجه دقيق پيران سلسله جليله به مراتب و مدارج ديني است. يعني براساس اين ديدگاه اديان مقدٌس الهي داراي سه مرتبه هستند و اين سه مرتبه عبارتند از: شريعت، طريقت، حقيقت.
شريعت،مراتب ياد شده نيز در اقوال و احاديث گوناگون ذکر شده اند از جمله قول معروف رسول اکرم(ص) که ميفرمايند:
« الشريعةف اقوالي و الطريقة ف افعالي و الحقيقة ف حالي » (2)
(شريعت گفتار من است و طريقت اعمال من است و حقيقت ديد و شهود من است)
شريعت که در لغت به معني راه ورود به آب است «در اصطلاح عبارت از راهي است که خدا بر بندگان خويش از اعتقادات و احکام [و اخلاق] نازل کرده است » (3)
البته طبق اين تعريف، توسٌعاً شريعت به معني دين تلقي شده است، همانطوري که گاهي گفته مي شود شريعت حضرت موسي يا شريعت حضرت عيسي (ع) يعني دين يهود يا مسيح، ولي غالباً شريعت در اختصاصي ترين معني خود، به مجموعه احکام فقهي گفته مي شود : « احکام يعني مسائل مربوط به کار و عمل که چه کارهايي و چگونه بايد انجام شود از قبيل نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منکر، بيع، اجاره، نکاح، طلاق، تقسيم ارث و ... » (4)
البته ناگفته پيداست که ياد گرفتن علوم شرعي در حدٌ تحقيق و اجتهاد فقط براي متخصصين و طالبين اين دانش ضروري است. اما براي غير متخصص اعم از عامي، عارف، سالک، زاهد و دانشمند هيچ گونه ضرورتي ندارد و به قول خود فقها «واجب کفايي» است.
يعني سايرين چه عامي چه عارف و ... پس از حصول اعتقادات يعني اصول دين که غير تقليدي است ميتوانند در احکام شريعت يعني «فروع دين» براي حل مسائلي خود به فقيه مراجعه کنند...
طريقت
در فرهنگ نامه اشعار حافظ به نقل از صوفي نامه قطب الدين عبادي چنين ميخوانيم :
« طريقت راهي است که از شريعت خيزد و شريعت بيان توحيد و طهارت و نماز و روزه و حج و نماز و جهاد و زکات است و بيان معاملات دنيا و محاسبات عقبي و لقا و سلام و کلام و رضاي خداي تعالي است. اما طريقت طلب کردن تحقيق اين معاملات و تفحص اين مشروعات است و آراستن اعمال به صفاي ضماير و تهذيب اخلاق از کدورات طبيعي چون ريا و جفا و شرک خفيّ و حقد و حسد و تکبّر و اعجاب و مانند اين همه ... در جمله هر چه به تهذيب ظاهر متعلق است از شريعت خيزد و هر چه به تصفيت باطن بازگردد از طريقت خيزد مثلآ جامه نمازي [پاک] کردن از لوت نجاست شريعت است و دل را نگاه داشتن از کدورات بشري طريقت است... روي به قبله آوردن در نماز شريعت است و دل به حق حاضر داشتن، طريقت، و در جمله هر چه در مرتبه ي حواس فرود آيد مراقبت آن کردن، شريعت است و هر چه در درون پرده ي قالب است، رعايت آن کردن، از طريقت است. و هرچه در قرآن عبارت به « ناس » است که « يا ايها الناس » جمله لوازم شرعي است که به شريعت ايمان بر مردمان ميرسانند و هرچه در تبع ايمان است که ياد کرده است که « يا ايها الذين آمنوا » جمله لوازم طريقتي است که يعد از ايمان از مؤمنان طلب کرده است که دعوت به ايمان است و شريعت به ايمان است و طريقت در پرده ي ايمان است.
و اصل طريقت آن دو چيز است : تقوي در عمل و قول سديد در علم.»

« يا ايّها الّذين آمنوا اتّقوالله و قولآ سديدآ »

سر در خانقاه مهدویه اشراقیه این شعر نقش بسته

سرزمینیست که ازآن بوی وفا میاید
تکیه گاهی ست که هر شاه گدا می آید
جان من پاک بیا که منزل نا پاکان نیست
هر که پاک است به سر منزل ما آید