چگونگی قتل مجید شریف
چگونگی قتل مجید شریف از زبان عبدالله شهبازی
قتل مجید شریف دقیقاً به این شکل بود. قتل در روز پنج شنبه، 28 آبان 1377 انجام شد و هدایت عملیات را صادق (مهرداد عالیخانی) به دست داشت. مجید شریف، نویسنده و محقق و مترجم آثار ضدصهیونیستی، با مادرش در یوسفآباد زندگی میکرد و فقط برای ورزش از خانه بیرون میرفت. او را به بهانه مشکوک بودن به مواد مخدر با ارائه حکم جعلی دادستانی سوار اتومبیل میکنند. اتومبیل یک تاکسی بوده. وی را به پارکینگی در یوسفآباد میبرند و پس از در آوردن جوراب آمپول پتاس را به زیر ناخن انگشت بزرگ پا تزریق میکنند. مهرداد عالیخانی قتل شریف را این گونه توضیح داده است: «بردیم توی انباری. مقاومت. بیهوش. درازکش. آمپول. جوراب. داخل تاکسی. سمت چپ عقب. عادی. در همان مسیر. نیش ترمز کنار پیادهرو. دست روی قلبش. کفش و جورابش را هم پایش کرده بودیم. نمره تاکسی را عوض کرده بودیم. (پلاک برجسته نیست.) تدارک پلاک برجسته را دیده بودم.» در این عملیات علاوه بر عالیخانی پنج نفر دیگر شرکت داشتند که یکی راننده بود و بقیه نیروی عملیاتی که دو نفر با اتومبیل دیگر تاکسی را دنبال میکردند. جسد را با همان تاکسی به حوالی خانه شریف برده و در پیادهرو رها میکنند. پزشکی قانونی علت مرگ را ایست قلبی تشخیص میدهد. بنابراین، قطعاً مدحی نقشی در قتل مجید شریف نداشت. در سایر موارد قتلهای زنجیرهای نیز چنین است.
مدحی هیچ نقشی در قتل مجید شریف نداشت. اصرار آقای میردامادی، زمانی که رئیس کمیسیون امنیت ملّی مجلس بودند، بر پیگیری پرونده دو قتل مجید شریف و پیروز دوانی پس از زمانی است که این دو پرونده در مرحله تحقیقات توسط تیم بازجویی کاملاً پیگیری و همه جزئیات روشن شده بود. معهذا، آقای حمید سرمدی، معاون امنیت وقت وزارت اطلاعات که مورد حمایت و تأیید کامل آقای خاتمی بود، مانع مطرح شدن این دو قتل در پرونده قضایی شد. قاضی پرونده، آقای احمدی، نیز با نظر آقای ابطحی، رئیس دفتر آقای خاتمی، تعیین شد. لذا، این دو قتل، مانند بسیاری قتلهای دیگر، از جمله قتل فجیع سه کشیش سرشناس مسیحی (مهدی دیباج، اسقف هایک هوسپیان مهر، طاطاوس میکائیلیان) در نظامآباد تهران (مرداد 1373) و منتسب کردن آن به سه دختر زندانی از اعضای فرقه رجوی، که مصاحبه کردند و گردن گرفتند و سپس آزاد شدند و هماکنون در بعضی مؤسسات وابسته به برخی نهادها شاغلاند، قتل سعیدی سیرجانی در زندان (اوائل آذر 1373)، قتل منوچهر صانعی و همسرش (28 بهمن 1375) یا قتل دکتر احمد تفضلی (24 دی 1375) و غیره، که در پرونده اثبات شده بود ولی آقای میردامادی به آنها اشارهای نکرد، مورد رسیدگی قضایی قرار نگرفت.
منبع: فیسبوک عبدالله شهبازی
همسر مجید شریف: باید به پسرم میگفتم پدرت را کشتهاند
مهشید شریف همسر مجید شریف
بی بی سی
6 ژانویه 2014 - 16 دی 1392
به گمانم از یک کیوسک تلفن زنگ میزد. ساعت از یازده شب هم گذشته بود. بی مقدمه گفت میخواهد چند جمله از اطلاعیهای را که برای بازگشت به ایران آماده کرده برایم بخواند.
میشنیدم و نمیشنیدم چه میخواند. قلبم به تپش افتاده بود. تا اینکه... خواند " مرگ یا زندان، باید بروم، خانۀ طبیعی من آنجاست."
جیغ زدم، داد زدم و هوار کردم. او سکوت کرده و من در کابوسی جلوی چشمم میدیدم در برهوتی ایستاده و دارند گلوله بارانش میکنند. دست و پا میزد و در خون میغلطید.
میان صداهای بیرون کیوسک و هیاهوی ذهنم، آخر سر همۀ نیرویم را جمع کردم و پرسیدم " پویا چی میشه. این یه خودکشیه!". صدایش نمیلرزید، نفسهایش آرام و یکنواخت به گوشم میرسید.
قاطعیت و جدیت او را در مواردی که تصمیمی میگرفت، میشناختم. تا آنکه گفت " نه،... این خودکشی نیست، یک انتخابه."
از وقتی که گوشی را گذاشت تا حدود سه سال بعد از بازگشت او به ایران، من در کابوس مرگ فیزیکی مجید دست و پا میزدم.
تا بعد از ظهر روز چهارم آذر ۷۷ که رگبار تلفنها از ایران و این گوشه و آن گوشۀ دنیا به من میگفت کابوسم دروغ نبوده.
جسد مجید را پس از شش روز گم شدن، با برگهای روی سینه اش که علت مرگ را پزشک قانونی " نامعلوم" دانسته در سردخانه یافته بودند.
پس از بازگشت او، هر سه ما تلاش میکردیم واقعیت زندگیمان را پذیرا باشیم.
پویا با مادرش که دانشگاه میرفت و کار میکرد و پدر نویسندهای که از سرزمین دیگری نامههایی به زبان انگلیسی برایش مینوشت و توصیه میکرد وقتی بزرگ شد سرگذشت نلسون ماندلا را بخواند و همراه او سرزمین بیکران ایران را ببیند، زندگی میکرد.
سلولهای مغز پویا چیزی بنام کشتار پدر را نمیفهمید و باور نداشت. عصر چهارم آذر ۷۷ من باید به پسربچهای پانزده ساله، سرشار از زندگی و جوشش، حقیقتی را میگفتم که مرگ بود، که نابودی بود که نیستی بود.
نگاه مضطرب، پر ابهام و پر سوال او سالهاست در ذهن من زندگی میکند. جان کندن پسر بچهای را میدیدم که میخواست کشتن پدر را بفهمد و باور کند و معنایی برای آن بیابد. روی نیمکت پارک پشت خانهمان، دستهای یخ زدهاش را میان دستهایم گرفته بودم و از پدرش برای او میگفتم.
گفتم پدرش عاشقِ مجنونِ عدالت خواهی بود که زندگی را دوست میداشت و اندیشه و آگاهی را ستایش میکرد. عاصی از فقر و عقب ماندگی فرهنگی و سلاحش توانایی علمی و اندوخته هایش دانش اجتماعی او بود.
به رنسانس در مذهب فکر میکرد و مینوشت و بر تحجر فکری طغیان میکرد. مست از اندیشۀ دموکراسی و طرح نهادهای دموکراتیک میشد و به آزاد اندیشی عشق میورزید.
دستهایش را رها کردم و نگاهش کردم. او در اعماق افکار کودکانه اش غرق بود. خدای من با چنین شباهت ظاهر فیزیکی به پدرش، آیا...
آرام و صبور صدایش را شنیدم که گفت " همۀ اینا رو خودم میدونم از نامه هاش میفهمیدم."
در میان اندوهی که قلبم را میفشرد به یاد مجیدی که به گفتۀ خودش " لائیک مذهبی و مذهبی لائیک" بود، صورت پسرش را بوسیدم.
................
✡️ موساد - شبکه - قتلهای زنجیرهای (١)
1⃣ روزنامه کیهان در ١دی۱۳۸۹ با درج خبری با تیتر «سند تازه از نقش موساد در قتلهای زنجیرهای سال ۱۳۷۷»، قتل #مجید_شریف را از جمله #قتلهای_زنجیرهای ذکر کرد و با درج خبری بهنقل از سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به عداوت آن رژیم با مجید شریف پرداخت.
2⃣ سایت مرکز اسناد انقلاب نیز با تیتر «نقش #موساد در قتل مجید شریف» خبر را منتشر نمود. در خبر آمده است:
👈 دوازده سال پس از قتلهای زنجیرهای، وزارت خارجه رژیم صهیونیستی فاش کرد که حداقل یکی از ۴ قربانی این قتلها را در زمرهی #دشمنان_اسرائیل طبقهبندی میکند.
3⃣ سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در تحلیلی ضمن اذعان به فراگیری انزجار نسبت به این رژیم در ایران حتی در میان طیفی از مخالفان جمهوری اسلامی مینویسد:
👈 دشمنان اسرائیل فقط روحالله خمینی و مذهبیها نیستند حتی در میان کمونیستها و برخی ملی-مذهبیها هم میتوان چنین دشمنانی را پیدا کرد.
4⃣ این پایگاه اینترنتی سپس مشخصاً به دکتر مجید شریف اشاره میکند که کتاب روشنگرانه و ضد صهیونیستی #روژه_گارودی را به فارسی ترجمه کرد و ضمن دشمنِ اسرائیل معرفی کردنِ وی می نویسد:
👈 او که ظاهراً سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشته پس از بازگشت به ایران و در حالی که به سه زبان تسلط داشت کتاب روژه گارودی را به زبان فارسی برگرداند؛ کتابی که وی ترجمه کرد «اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل - تاریخ یک ارتداد» است.
5⃣ روزنامه کیهان در تحلیل خبرِ سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی مینویسد:
👈 این تحلیل وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در عقدهگشایی علیه مترجم کتاب افشاگر و ضد صهیونیستی گارودی، بهروشنی نشان میدهد که چه طیفی «مجید شریف» را دشمن خونی تلقی میکردند و کدام جبهه -با انتشار ترجمه وی در جمهوری اسلامی- از رویکرد ضد صهیونیستی وی استقبال کردهاند.
6⃣ بنابراین امروز بهروشنی تمام، تحلیل ۱۲ سال پیش محافلی چون کیهان سندیّت مضاعفی مییابد که موساد و رژیم صهیونیستی (و سرویسهای جاسوسی همسو با صهیونیسم) متهمان اصلی در قتلهای زنجیرهای بوده و تلاش داشتهاند تا بدین ترتیب جمهوری اسلامی را متهم سازند.
7⃣ یادآور میشود غیر از مجید شریف، دیگر قربانیان این ترورهای سبعانه یا جزو مخالفان بیآزار جمهوری اسلامی بهشمار میرفتند (مانند داریوش فروهر و همسرش) یا اساساً شهرت و نقشآفرینیای در فضای سیاسی نداشتند. اما ترور آنها از سوی سرویسهای جاسوسی بیگانه میتوانست بهعنوان پرچم مظلومیت برای جریانهای اصلی ضد انقلاب درآید و (به گمان طراحان جنایت) با همراهی طیفی از اصلاحطلبان تندرو تبدیل به انرژی انفجاری در تکمیل روند براندازی شود.
✅ اندیشکده مطالعات یهود:
👉 @jscenter
✡️ موساد - شبکه - قتلهای زنجیرهای (٢)
1⃣ #مجید_شریف عضو شورای ملی مقاومت وابسته به #سازمان_منافقین در پاریس بود. سال ۱۳۷۴ در زمانی که #سعید_امامی معاون امنیت و #مصطفی_کاظمی مدیرکل التقاط بود با دریافت اماننامه به ایران برگشت. شریف سه سال بعد، در روز پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۷۷ به قتل رسید.
2⃣ وی در مدت حضور در ایران چند کتاب ضدصهیونیستی و ضداسرائیلی ترجمه و منتشر کرد. از جمله کتاب بسیار مهم «تاریخ یک ارتداد» اثر #روژه_گارودی در نفی #هولوکاست. نگارش این کتاب روشنگرانه و ضدصهیونیستی باعث محکومیت روژه گارودی در فرانسه شده بود.
3⃣ گارودی در ۳۱فروردین۱۳۷۷ با مقام معظم رهبری دیدار کرد و مورد تقدیر و عنایت رهبر معظم انقلاب قرار گرفت. حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در نمازجمعه ۲۳اردیبهشت۱۳۷۹ با اشاره به محاکمه و برخورد حکومت فرانسه با روژه گارودی که مدعی عدم کشتار یهودیها از سوی آلمان نازی شده بود، فرمودند: «شما کجا دیدهاید کسی بتواند در غرب علیه #صهیونیسم حرفی بزند» و جسارت و جرأت ایشان در سخن گفتن علیه هولوکاست را تحسین کردند.
4⃣ «تاریخ یهود، مذهب یهود - بار سنگین سه هزاره» نوشته دکتر #اسرائیل_شاهاک نیز ازجمله کتابهایی بود که توسط مجید شریف ترجمه و سال ۱۳۷۶ منتشرشد. شاهاک یک یهودی منتقد اسرائیل بود که نوشتههای او در این کتاب مخالفان زیادی در بین صهیونیستها پیدا کرد.
5⃣ شاهاک به #یهودستیزی متهم شده است زیرا انتقادهایی از #یهودیت و #تلمود مطرح کرده است. #اتحادیه_ضد_افترا او را بهعنوان یکی از ضدیهودیان مخالف تلمود میداند.
✅ اندیشکده مطالعات یهود:
👉 @jscenter
✡️ موساد - شبکه - قتلهای زنجیرهای (٣)
1⃣ #سعید_شاهسوندی عضو شورای مرکزی سازمان منافقین که در عملیات #مرصاد و در حین جنگ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در مرداد۱۳۶۷ به اسارت در آمده بود، در سال ۱۳۷٠ بهوسیله یک #تیم_مشکوک به خارج از کشور فرستاده شد.
2⃣ شاهسوندی عضو ستاد فرماندهی عملیات انفجار حزب جمهوری اسلامی در ۷تیر۱۳۶۰ بود. وی در گفتوگویی با مسعود بهنود در برنامه ''نیمرخ'' بیبیسی فارسی به اطلاع قبلی خود از انفجار حزب جمهوری اسلامی اعتراف میکند.
3⃣ شاهسوندی همچنین در مطلبی که در سایت بیبیسی فارسی منتشر شد، به حفاظت و همکاری #محمدرضا_کلاهی با نام مستعار ''کریم رادیو'' با خود اشاره میکند!
4⃣ #مسعود_کشمیری (نفوذی سازمان در نخستوزیری و عامل شهادت شهیدان رجایی و باهنر) نیز تحت حفاظت و نگهداری شاهسوندی بوده است. که این نشان از جایگاه مهم شاهسوندی در بخش نفوذیهای سازمان دارد.
5⃣ نفوذی دیگری نیز که در مقطعی به شاهسوندی سپرده شده بود، #سرهنگ_معزی (یکی دیگر از عوامل نفوذی سازمان و خلبان پرواز فرار بنیصدر و رجوی) بود!
6⃣ باتوجه به نقش و اهمیت شاهسوندی در #شبکه_نفوذ سازمان، آیا این شبکه در آزادی او نقشی نداشته است؟!
✅ اندیشکده مطالعات یهود:
✡️ موساد - شبکه - قتلهای زنجیرهای
🎯 دو پرسش
1⃣ همان #شبکه ای که در قالب یک سناریو #سعید_شاهسوندی را به خارج از کشور فرستاد، #مجید_شریف را که توّاب بود و با اماننامه برگشته بود و مواضع ضدصهیونیستی و ضداسرائیلی داشت را به قتل رساند. چرا؟!!!
2⃣ چرا برخلاف چهار قتل دیگر (فروهر و همسرش، پوینده و مختاری) که با ضربات متعدد چاقو یا طناب خفه شده و در بیابان رها شدند، در قتل شریف سعی در مخفی نگهداشتنِ قتل او بوده، بهگونهای که قصد داشتند مرگ او را سکته نشان دهند؟!! قتلهای چهارنفر بعدی نشان میدهد که قصد قاتلین، مخفیکاری نبوده ولی چرا این امر در قتل شریف متفاوت است؟!!!
✅ اندیشکده مطالعات یهود:
👉 @jscenter
تارنمائي براي معرفي رجال معاصر