تاریخچه ضد جاسوسی در ایران / پس از انقلاب اسلامی قسمت یازدهم
تاریخچه ضد جاسوسی در ایران /خاطراتی از یک مقام پیشین اطلاعاتی
۱- پیش از انقلاب
سیستم جدید ضد جاسوسی در ایران پس از تأسیس ساواک از سال ۱۳۳۶ شکل گرفت. قبل از آن فعالیت های ضد جاسوسی بطور کامل در حوزه فعالیت اداره دوم ستاد ارتش و شبکه هایی بود که آمریکایی ها و انگلیسی ها از طریق کسانی مانند سرلشکر حسن ارفع ایجاد کرده بودند.
تأسیس ساواک در دوران «جنگ سرد» بود و به دلیل وابستگی رژیم پهلوی به «بلوک غرب»، به سرکردگی آمریکا، طبعاً تمامی توان و منابع ساواک در راستای اهداف بلوک غرب فعال بود. فعالیت ضد جاسوسی ساواک و اداره دوم ارتش بر اتحاد شوروی و دولتهای عضو «بلوک شرق» و دولتهای نزدیک به شوروی متمرکز بود. سرویس اسرائیل نیز نزدیک ترین همکار ساواک تلقی میشد و به این دلیل بخشی از استخدام منابع در راستای اهداف موساد در کشورهای عربی و جریانسازی در درون اکراد بود.
به این ترتیب، تمامی نیروهای کنترلی و مراقبتی اداره کل هشتم ساواک (ضد جاسوسی) در رابطه با کا. گ. ب. (سازمان اطلاعات غیرنظامی شوروی) و تمامی نیروهای اداره دوم ارتش (سازمان اطلاعات ارتش که قدیمی تر از ساواک و بسیار قدرتمند بود و با ناتو رابطه تنگاتنگ داشت) برای مواجهه و کنترل جی. آر. یو. (سازمان اطلاعات نظامی شوروی) در ایران بکار گرفته می شدند، اعم از دیپلمات ها و مأمورین قانونی و غیرقانونی.
در زمینه همکاری با سرویس های غیرنظامی (موساد) و نظامی (اَمان) اسرائیل نیز همکاران ایرانی، اعم از ساواک و اداره دوم ارتش، فقط وظیفه پشتیبانی و حمایت از آنها را در پایگاههای مرزی و برون مرزی داشتند بدون حق تجسس.
گاهی که فعالیتهای مأموران موساد در داخل کشور حریم های حداقلی ساواک را محترم نمی شمرد، درخواست مأموران ساواک برای اعمال محدودیت در کار مأموران موساد با مخالفت مدیران ارشد مواجه می شد. البته مواردی هم بود که کارشناسان ساواک با تلاش زیاد موفق می شدند مانع از این گونه فعالیت های خودسرانه شوند. برای مثال، مأموری از موساد بنام میکی مایر بعنوان مهندس تأسیسات هتل اینترکنتیننتال تمام وقت در حال استخدام منابع جدید برای موساد و بکارگیری آنها بود بدون رعایت توافق های اطلاعاتی ساواک و موساد، تا سرانجام به بهانه نداشتن مدرک و سابقه مهندسی روادید و حق کار او در ایران لغو شد یعنی حتی در این مورد نیز ساواک او را بعنوان «عنصر نامطلوب» اخراج نکرد.
۲- پس از انقلاب
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران نهادهای اطلاعاتی متعدد در حوزه ضد جاسوسی شکل گرفت.
دفتر امور انقلاب در نخست وزیری در همان ماههای اولیه نیروهای باقیمانده از اداره کل هشتم (ضد جاسوسی) ساواک را در هدف اتحاد شوروی و بلوک شرق تحت عنوان «شرکتی ها» به کار گرفت که متعاقباً در «دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری» سازماندهی شدند.
با تأسیس وزارت اطلاعات (۲۷ مرداد ۱۳۶۳)، «ضد جاسوسی شرکت» به مجموعهای بیرونی ولی تحت امر وزارت برای امور بلوک شرق تبدیل شد. در این زمان بخش قابل توجهی از این نیروها بازنشسته شدند. پس از مدتی چند مترجم و بازجو از میان آنها در مراکز بیرونی وزارت بکار گرفته شدند و اداره ضد جاسوسی بلوک شرق نیز در دست نیروهای جوان اطلاعات و تحقیقات قرار گرفت.
اولین سری دستگیرشدگان مرتبط با اسناد به دست آمده از سفارت سابق آمریکا (لانه جاسوسی) در سال ۱۳۵۹ به تشکیل نخستین هسته ضد جاسوسی در سپاه انجامید. این هسته «۲۰۰۰» نام داشت. آن زمان، واحد اطلاعات سپاه به بخش هایی تقسیم می شد که هر کدام با یک شماره مشخص می شدند. ضد جاسوسی ۲۰۰۰ بود، امنیت ۴۰۰۰، حفاظت اطلاعات ۶۰۰۰، عملیات ویژه ۹۰۰۰ و غیره. این بخشها به زیرمجموعه هایی تقسیم می شدند. مثلاً ۴۰۰۱ «راست»، ۴۰۰۲ «التقاط» و ۴۰۰۳ «چپ» بود.
بخش ضد جاسوسی واحد اطلاعات سپاه (۲۰۰۰) مجموعه ای کوچک بود: یک نفر روی کشورهای عربی با تمرکز بر عراق و سعودی، یک نفر روی اسرائیل و یهود، و دو نفر روی اسناد لانه جاسوسی کار می کردند و سرنخ های قابل تعقیب و کنترل و دستگیری از اسناد سفارت سابق آمریکا (لانه جاسوسی) را دنبال می کردند. ده نفر نیز تیم تعقیب و مراقبت بودند.
در مورد چند کیس به دست آمده از اسناد آمریکا، تخلیه کامل اطلاعاتی شدند و مصاحبه تلویزیونی نیز از آنها گرفته شد. حضرت امام خمینی (ره) در یکی از پیامهایشان با اشاره به یکی از این دستگیرشدگان (احتمالاً حمید جزایری)، که شیوه جلب همکاریش را در مصاحبه تشریح کرده بود، رهنمودهای حفاظتی مهمی بیان فرمودند. این فرد مدتی بعد از مصاحبه آزاد شد.
بخش ضد جاسوسی سپاه اهداف غربی بویژه هدف اسرائیل را بطور جدی در دستور کار خود قرار داد و سوژه های مهمی از مرتبطین اسرائیل مورد کنترل قرار گرفتند که برغم بضاعت و امکانات اندک سازمان موفقیت هایی به دست آمد.
از جمله میتوان به دستگیری مسئولین اصلی آژانس مهاجرت یهود در ایران و کشف پروازهای چارتر یهودیان به تل اویو یک ماه قبل از حمله ارتش صدام و شروع جنگ تحمیلی اشاره کرد. این پروازها در پوشش سفر به استانبول و با همکاری دو آژانس هواپیمایی همکار موساد در تهران انجام می گرفت.
علاوه بر کشف شبکه خروج یهودیان، چند کیس بسیار مهم اسرائیلی دیگر نیز کشف شد مانند گرجی لاوی پور،یوسف یادگار، خاخام باروخ، ایزاک سنهی و سرهنگ انتظامی.
فعالیت بخش ضد جاسوسی سپاه تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ادامه یافت و تا این زمان فعالیتش را در جلسات مشورتی با «شرکتی ها» در «دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری »هماهنگ میکرد تا بالاخره تکلیف نهادهای متولی ضد جاسوسی کشور روشن شود.
پس از درگیر شدن نظام نوپای جمهوری اسلامی با شورش مسلحانه منافقین، با دستور تشکیلاتی آقای محسن رضایی تمام ظرفیت و نفرات بخش ۲۰۰۰ به بخش «التقاط» در مجموعه امنیت سپاه منتقل شدند تا بنیه این بخش تقویت شود. بخشهای برون مرزی امنیتی و بعضی کیسهای داخلی التقاط را این مجموعه دنبال می کرد. بعدها درباره کیس های مختلف این دوره توضیح خواهم داد از جمله کشف اولین خانه های تیمی منافقین پس از ۳۰ خرداد در خیابانهای سمیه و پاتریس لومومبا.
بنابراین، بخش ضد جاسوسی سپاه عملاً از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به شکل سابق تعطیل شد و به فعالیت خود در بخش امنیتی واحد اطلاعات سپاه ادامه داد و پس از تشکیل وزارت اطلاعات (۱۳۶۳) نیروهای آن به بخشهای اطلاعات خارجی و ضد جاسوسی و امنیت و اطلاعات مردمی وزارت منتقل شدند.
پس از شروع جنگ تحمیلی تا تشکیل وزارت اطلاعات هر از گاهی پرونده جاسوسان عراقی در واحد اطلاعات سپاه مطرح می شد. با تأسیس وزارت اطلاعات نیز در اهداف عراق و کشورهای عربی و حتی اروپایی شاهد دستگیری همکاران مخابرات و استخبارات عراق بودیم. این تلاش ها بتدریج شکل حرفه ای پیدا کرد.
اولین پرونده های ضد جاسوسی در کمیته ها یا پایگاه های سپاه مناطق مختلف شکل میگرفت و معمولاً به نزدیک ترین محاکم قضایی ارجاع میشد. کسی هم اعتراضی نداشت چون جنگ به معنای واقعی با هدف انهدام نظام و استقلال و تمامیت ارضی و هویتی آن هر روز با حجم وسیع تری راه تنفس کشور را می فشرد.
کشف جاسوسان از طریق آشنایی با روشهای ارتباطی پیچیده حریف، که حاصل آموزش های نوین سرویس های اروپایی به مخابرات و استخبارات عراق بود، باعث گشایش راههای جدید مقابله شد. شناسایی روش های ارتباطی با تلفنهای سرپل و صندوق های پستی برای مکاتبات نامریی، که عموماً از کشورهای واسط مانند ترکیه انجام می گرفت، و نشانگاههایی که حریف برای به دام انداختن توریست های ایرانی و خانواده های اسرا و مفقودین جنگ و کارشناسان چندملیتی متردد به ایران بکار می گرفت، و از آنها برای توسعه شبکه منابع خود استفاده میکرد، این نبرد نابرابر اطلاعاتی را به بالاترین سطح تقابل رسانید.
این اقدامات در وضعی انجام می گرفت که سرویس های اروپایی برای رژیم صدام مراکز شنود و رمزشکنی با بالاترین سطح تکنولوژی ایجاد کرده بودند که در زمان خود بی نظیر بود. مأمورین منفرد عراقی برای تماس از عمق ایران از بیسیم های بسیار مجهز دوربرد بهره مند بودند. در حوالی سال ۱۳۶۵ رد استفاده منابع ویژه عراقی از دستگاهی که پیامهای فشرده رمز تبادل میکرد محرز شد. این دستگاهها انواع اولیه موبایلهای بین المللی قادر به ارسال پیامک های کنونی بود که از پیشرفته ترین هدایای سرویسهای بریتانیا و سایر دولتهای غربی به صدام محسوب می شد.
بتدریج، ضد جاسوسی ایران تا آنجا رشد کرد که موفق به هدایت چند نمونه منبع دوبل و دستگیری حتی اتباعی از کشورهای مختلف اروپایی با بیسیم های ویژه مخابرات عراق شد.
دستگیری جاسوسان غربی مرتبط با رژیم صدام در ایران، بر اساس اسناد غیرقابل تردید و قابل ارائه به مجامع بین المللی، افزایش یافت و پرونده های جنجالی و قابل مانوری را برای عرصه های سیاسی و دیپلماتیک فراهم آورد. این پرونده ها را مسئولین سیاسی و دیپلماتیک در تبادلات خود مورد استفاده قرار میدادند هرچند به جرئت می توانم ادعا کنم که هیچگاه معوض باارزشی در قبال آنها دریافت نکردند.
به مرور، سازمانهای اطلاعات نظامی ایران نیز در قلمرو خود کشفیات و کیس های قابل توجهی به دست آوردند و موارد غیرقابل انکاری به وزارت اطلاعات عرضه کردند. مجموع این تعاملات منجر به تثبیت سازمان و اهداف آنها در مأموریتهای خاص سازمانی ایشان در عرصه ضد جاسوسی شد.
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
تارنمائي براي معرفي رجال معاصر