چريکهاي مخفي (9) گروه ضربت(4)فتنه شهيد جاويد از منظر حضرت امام خميني(ره)دكتر سيد عبدالعزيز رضوانياشاره: در سه شماره پيشين اين گزارش، پس از اشاره اجمالي به هشدارهاي حضرت امام خميني(ره) خطاب به طلاب جوان و تندرو در خصوص حفظ حرمت مرجعيت، روند شکل‌گيري «گروه ضربت» در بطن نهضت اسلامي و حمايت هاشمي رفسنجاني، عبدالله نوري، خوئيني‌ها، مهدي كروبي ازاين گروه را تشريح كرديم. همچنين  با تکيه بر اسناد شهرباني و ساواک، تلاش اعضاي گروه ضربت براي اخراج حضرت آيتالله العظمي موسوي گلپايگاني ازحوزه علميه قم را يادآور شديم و نوشتيم که  اين گروه، به عنوان زايده حوزوي ساواک، ازسوي مقامات عالي ساواک مأموريت داشت طرح «تضعيف آيتالله العظمي گلپايگاني» را عملياتي کند. محور تبليغاتی گروه ضربت، عليه آيت الله العظمی گلپايگانی، نقد معظم له نسبت به کتاب شهيد جاويد بود و گروه ضربت در ضمن اعتراض به این نقد، آن بزرگوار را به ارتباط با ساواک متهم می ساخت. سپس  با معرفی اجمالی کتاب شهيد جاويد رفت و آمدهای عوامل ساواک با گروه ضربت و منسوبان به بيت منتظری را با تکيه بر خاطرات آقای منتظری تشريح کرديم. در ادامه مساله کتاب شهيد جاويد را از منظر حضرت امام خمينی(ره) را به بحث خواهیم گذاشت. سکوت هوشمندانهدر اوج بحث و گفتگو درباره کتاب شهید جاوید حضرت امام خمينی(ره)، سکوتی هوشمندانه را در پيش گرفتند و به منسوبان خود نيز توصیه کردند در خصوص اين کتاب هيچ موضعی نگیرند. آن بزرگوار در سال 1352 ه. ش (1394 ه. ق) طی نامه ای که از نجف برای سيد احمد خمينی(قدس) ارسال کردند، می نویسند:«بسمه تعالى.«احمد عزيز.«ان شاء اللَّه مقرون به سلامت و سعادت باشيد. مرقوم شما واصل شد...«3- شما جديت كنيد هميشه بين آقايان حُسن تفاهم باشد؛ زيرا اختلافات مضر است براى خودشان و براى همه...«5- شما در اختلافات بين طلاب و اهل منبر راجع به كتاب (شهيد جاويد) و هر چيز ديگر وارد نشويد؛ ان شاء اللَّه تعالى خداوند اصلاح مى‏فرمايد.«از شما اميد دعا دارم. به دخترها و خانم محترمه خودتان سلام برسانيد.«پدرت.» (صحيفه امام، ج‏3، ص: 19)به رغم این سکوت، که برکات آن را در ادامه شرح خواهيم داد، حضرت امام خمينی(ره) پنج سال بعد و در آستانه پيروزی انقلاب اسلامی، زمانی که ديگر فتنه افروزی با محوريت کتاب "شهيد جاويد" ناممکن گرديد آن بزرگوار به دست های پشت پرده ساواک و رژیم طاوغت، در اختلاف افکنی بين صفوف نهضت اسلامی اشاره کردند. نخستین اشاره هااين اشاره برای نخستين بار در جمع ايرانيان مقيم خارج و در نهم آبان 1357 ه.ش (28 ذى القعده 1398) و در نوفل لوشاتو(پاریس؛ فرانسه) صورت گرفت. متن اين سخنرانی در صحیفه امام(ره)، جلد چهارم، صفحات 231 به بعد درج گرديده است. معظم له "وحدت را تنها راه پيروزى" توصیف کردند  و فرمودند: «يك جامعه‏اى كه يك مقصدى دارد و مى‏خواهد كه آن مقصد را تا آخر ببرد و مقدماتش را فراهم كند و به نتيجه برسد، اين جامعه را مى‏شود تشبيه كرد- افراد جامعه و خود جامعه را- به قطرات و نهرها و سيل و دريا.... قطره باران... وقتى از قطره‏هاى ديگر جدا باشد يك برگ را هم تر نمى‏كند... هر قطره‏اى تا اجتماعى نباشد، كارى از آن نمى‏آيد. حالا اگر اتصال با هم پيدا كردند،... يك جويى را، يك نهرى را تشكيل مى‏دهد... از اين نهر يك كارى برمى آيد؛ اما كار اساسى نيست.... اگر چنانچه اين نهرها به هم متصل شد و يك سيلى، رودخانه‏اى راه انداخت قدرتش زياد مى‏شود.» ضریب قدرت«... آن وقت كه قطره بود قدرتش يك قدرتِ قطره‏اى بود... حالا كه يك نهرى از آن، وجود پيدا كرد... قدرت پيدا كرد؛ يعنى قدرتهاى كوچك جمع شدند... يك قدرت واحد پيدا شد كه اين قدرت واحد... ضريب آن قطرات است... اگر اين جويهايى كه، اين نهرهايى كه پيدا شده است.. سيلى تشكيل بدهند قدرت زياد مى‏شود... و ممكن است كه بكَند يك درختهايى را، يك بناهايى را خراب كند با خروش خودش؛ و اگر اينها همه به هم اتصال پيدا بكنند... [و] به شكل يك دريا درآيد، قدرت بسيار زياد خواهد شد كه يك موجش كشتيها را مى‏شكند.»«اين جامعه ما هم همين طور است... يك نفر آدم يك قدرتى دارد اما قدرتش بسيار بسيار محدود است كه بخواهد يك كار اساسى را انجام بدهد، از او نمى‏آيد كار انجام بدهد. اگر هم فرض كرديم كه اين يك نفر يك جا يك جمعى با او هم عقيده شدند و با هم در يك مقصدى شركت كردند لكن ساير افرادى كه در جامعه هست با اين يا همفكر نباشند، و بدتر اينكه فكر مخالف داشته باشند...، اين يك قدرتى است كه از آن كارهاى محدودى مى‏آيد، كارهاى كمى از آن مى‏آيد؛ براى اينكه خودش به واسطه اين اتصالى كه افراد به هم پيدا كرده‏اند يك قدرتى پيدا كرده است، چون مزاحم هم ندارد از اين جهت يك كارهايى را مى‏تواند انجام بدهد.» مزاحمت و خنثی سازی«... اما اگر بنا شد كه يك جمعيت ديگرى باشند كه با اين مخالف باشند در اين راهى كه دارد مى‏رود، آنها از اين راه مى‏خواهند بروند، اينها مزاحمت مى‏كنند؛ به واسطه اين مزاحمتى كه واقع مى‏شود، كارها خنثى مى‏شود؛ يعنى نه او به مقصد خودش مى‏رسد و نه اين جمعيت به مقصد خودشان مى‏رسند... حالا ما فرض مى‏كنيم افراد مسلمين، اين افراد مسلمين كه مثلًا 800 ميليون، شايد حالا يك ميليارد باشد، اينكه مى‏بينيد كه اين يك ميليارد جمعيت همه شان زير سلطه هستند، پيدا نمى‏كنيد در اين يك ميليارد جمعيت- كه از مسلمين تشكيل شده است كه همه مُسْلمند- الّا اينكه هر جايش را كه دست مى‏گذارى مى‏بينى كه ابرقدرتى در آن دست دارد؛ اينكه يك ميليارد جمعيتْ اسيرِ يك ابرقدرت داراى مثلًا 200 ميليون جمعيت، 150 ميليون جمعيت است، اين براى اين است كه آن 150 ميليون جمعيت با هم يك اجتماعى دارند در يك مقصدى، و اين يك ميليارد جمعيت با هم كه اجتماع ندارند، مخالف هم هستند.» مسلمين دریا شوند«... اين نقشه‏هاى آن ابرقدرتهاست كه اينها را وادار مى‏كند كه به هم بپرند و اجتماع نداشته باشند. آن قدرت يك ميلياردى نيايدروى كار كه حوصله را بر آنها [تنگ‏] كند و به همه غلبه بكند. آن بايد چه بكند؟ بايد اين جمعيتها را، اينها را [كه‏] مثل نهرهاى مختلف مجتمعند؛ ... اينها را متفرق بكنند از هم؛ او يك مسلك داشته باشد، و آن هم يك مسلك داشته باشد، و آن هم يك مسلك؛ هر كدام يك راه خاص به خودشان داشته باشند و با ديگران مخالفت داشته باشند، دعوا و جنگ داشته باشند. اين يا از خيانت سران ممالك است ممالك اسلامى و يا از جهل و بى‏اطلاعى شان هست كه نتوانسته‏اند اينها با هم تفاهم كنند...»«... در فلسطين يك عده محدودى از اين صهيونيستها، از اين يهوديها، يك قِسمْ از اين اسرائيل، يك عده محدودى اينقدر ممالك عربى را بيش از 100 ميليون جمعيت، طورى كرده است كه بعضى شان تسليم او شده‏اند، بعضى شان هم نمى‏توانند هيچ كارى بكنند... كارى كه آنها مى‏كنند اين است كه اگر يكوقت استشمام اين را كردند كه اين دوَل عربى مى‏خواهند با هم مجتمع بشوند، يك كارى بكنند بر هم بخورد اين اجتماعشان... اين... از بى‏عرضگى ما مسلمين است كه اينطور اسير هستيم...» حزب سازی؛ توطئه شيطانی«ايران...، مسلكهاى مختلف؛ اين احزابى كه مى‏بينيد كه در ايران- حالا ما صحبتمان سر ايران است- اين احزابى كه از اول مثلًا شايد از مشروطه به اين طرف، اين احزاب پيدا شده باشد، اين احزاب مختلفه خيال نكنيد كه مِنْ بابِ اتفاق يك دسته‏اى با هم جمع شدند و حزبى تشكيل دادند، اين با يك نقشه شيطانى [بوده‏]؛ قدرتهاى بزرگ براى اينكه ايران را نگذارند با هم [متحد] بشوند، يك حزب درست كرده اسمش را اين گذاشته، يك حزب درست كرده اسمش را آن گذاشته؛ اين حزب با آن دشمن است، آن حزب با اين دشمن است. احزاب در بطن اين جامعه درست كرده‏اند، جبهه‏هاى مختلف درست كرده‏اند، و اين احزاب و جبهه‏هاى مختلف هم، اينطور نيست كه آن كار خودش را بكند و راه خودش را برود به آن كار نداشته باشد؛... نخير، با هم مختلفند، با هم مخالفند. يك راه استفاده غرب از ما و استفاده امريكا و شوروى از مخازن و ممالك ماها، همين معناست... اختلاف مسلكهاى مختلف عرض مى‏كنم كه جنگ تُرك و فارس، جنگ كُرد و مثلًا غيركُرد، جنگ مثلًا فرض بفرماييد بلوچ و غيربلوچ، از اين مسائل درست مى‏كنند، مى‏تراشند... اينها مى‏زنند توى سر هم؛ و آنها مى‏آيند نفتهايشان را مى‏برند و گازهايشان را مى‏برند، هر چه دارند اينها غارت مى‏كنند...» "شهيد جاويد" و "شهيد شمس آبادي"؛ مسأله سازی براي اختلاف«يك سنخ ديگر اين است كه قبل از ماه مبارك و قبل از ماه محرّم- كه دو ماه است كه اجتماعات مسلمين هست- در ماه رمضان [كه‏] ماه اجتماعات است [در] مساجد، كه اين‏ مردم توجه دارند به اين اجتماعات، ماه محرّم هم [كه‏] در ايران وقت اجتماعات است اين را ديگر دولتهاى خودمان، آنها هم كمك مى‏كنند همه با هم، دولتهاى خودمان- شما حالا بعدها هم امتحان كنيد در اين دو موسم، قبل از اينكه اين دو موسم بيايد يك چيزى توى كار مى‏آورند. ما ديديم كه دو سال، سه سال- حالا هم تتمه‏اش هست- (با) كتاب «شهيد جاويد»؛ چه بساطى درست كردند براى كتاب شهيد جاويد! با هم اختلافات؛ اهل منبر و اهل محراب و اهل بازار و اهل كذا. يكى از آن طرف كشيد و يكى از آن طرف كشيد؛ و يك ماه مبارك، يك ماه محرّم، و ساير ايام خودشان را صرف كردند و قوا را هدر بردند، و «اعليحضرت» با كمال آرامش اموال اين ملت را خورد و سلطه خودش را تحكيم كرد بر آنها! آقايان هم، همه متحفِّظند كه كجاى كتاب شهيد جاويد چى چى نوشته، كجايش چى چى نوشته، مقصودش اين است، مقصودش آن است! دعوا كردند سر اين مطلب و اختلافات؛ و منبرهايى كه بايد صرف اين بشود كه اين سدى كه سد براى اسلام، براى پيشرفت اسلام، براى پيشرفت مملكت است بشكنند، اين سد محمدرضا شاهى را بشكنند، همه قوا صرف كتاب شهيد جاويد شد و اختلافات سر كتاب شهيد جاويد! هدر دادند قواى خودشان را چند سال...»«الآن هم دنباله‏اش هست. بعد از آن دوباره يك چيز ديگرى را آوردند. مرحوم «شمس آبادى» - خدا رحمتش كند- رفتند مثلًا يا كشتندش يا كشته شد. يك بساطى هم آنطور بود. يك سال هم مردم را معطل اين كردند كه آن آقاى شمس آبادى را كى كشته، كى نكشته. دعوا سر يك همچو مسئله‏اى كردند؛ و اين بى‏نقشه نيست. شما خيال نكنيد كه همين طورى واقع شده، يك كسى را كشته و يك كسى هم چه كرده. خير، اين يك نقشه‏اى است كه‏روى اين نقشه حساب شده...» «آن وقتى كه شما مى‏خواهيد اجتماع با هم پيدا كنيد و آنها مى‏ترسند كه مبادا در اين اجتماعات چه بشود، يك همچو مطلبى را پيش مى‏آورند؛ يك قدرى كهنه مى‏شود يك چيز ديگر پيش مى‏آورند. (با) «على شريعتى»؛ چقدر قواى ما را، قواى اسلامى را تحليل بردند و همه را به هم متوجه كردند و همه قدرتها را كوبيدند براى اختلاف بين اين اهل منبر. داد و قال و اهل محراب چه و دانشگاهى چه و دانشكده‏اى چه. الآن هم اين اختلافات هست.»«همين اختلافات اسباب اين شده كه دشمنهاى اصيل شما با دل راحت بخوابند و بگويند الحمدللَّه خودشان به جان خودشان افتاده‏اند و دارند توى سر خودشان مى‏زنند!» رعايت اولويت‌ها و پرهيز از اختلافات جزئي«بايد بيدار بشوند نسل جوان. توجه پيدا كند نسل جوان به اين نقشه‏هاى شيطانى كه مى‏ريزند... الآن وقت اين نيست كه ما در اين قضاياى جزئيه بنشينيم با هم اختلاف كنيم... الآن كه تمام قواى مسلمين ايران جمع شده با هم؛ در مقابل قدرتها ايستاده، در مقابل شاه و آن قدرتهايى كه دنبال او هستند الآن ايستاده؛ اين خيانت بر اسلام است كه ما اختلافات بيندازيم بين خودمان و با هم اختلاف كنيم.»«اگر اين نهضت، خداى نخواسته به نتيجه خودش نرسد و بخوابد، ايران و اسلام و مسلمين تا ابد زير سلطه اروپا و امريكا خواهند جان داد... همه با هم يك صدا بايد بگويند و همه بگويند نه، نه محمدرضا شاه و نه سلسله پهلوى و نه لندن و نه امريكا و نه شوروى؛ «خودمان»...! در 200 سال پيش از اين، 300 سال پيش از اين، كه خارجيها راه يافتند به اينجا و مطالعات كردند و همه چيز را بررسى كردند: روحيه مردم را بررسى كردند، زمينها را بررسى كردند، با شتر رفتند بيابانهاى ما را بررسى كردند كه چه دارد و چه ندارد؛ تاريخ را ببينيد با شتر اينها آمدند رفتند- آن وقتى كه اتومبيل و اينها نبوده است- با شتر رفتند تمام اين بيابانهاى بى‏آب و علف را گردش كردند و مطالعه در آن كردند، مطالعه در روحيه همه اين مملكت و اشخاصى كه در اين مملكت؛ يعنى طوايفى كه در اين مملكت هست، از بلوچ گرفته تا عرض مى‏كنم كُرد گرفته تا لُر گرفته، همه را مطالعه كرده‏اند كه چه جورى مى‏شود اينها را نگهشان داشت به حال عقب ماندگى، و اينها را قانع كرد به اينكه يكوقت انقلاب نكنند؛ از آن وقت تا حالا ما زير سلطه امريكا و اروپا هستيم...»«تزريق كرده بودند آنها كه اين «ملّا» كه ممكن است در مقابل قدرتها بايستد، بايد بشكنند او را در بين ملت خودش، ملت را از او جدا بكنند... اكتفاى به آخوند نكردند [گفتند]: اسلام افيون است! دين اصلًا افيون است! اين دينى كه همه تحركها به واسطه دين است؛ قرآنى كه آيات قتالش آنطور روشن است، آيات تحركش آنطور روشن است، اسمش را مى‏گذارند «افيون»... اين محمدرضا شاه خودش گفت كه متفقين صلاح ديدند كه ما باشيم!» اسباب کشی به نهادهای انقلابیچندي پس از اين سخنان، قطرات ملت ايران به رودهاي خروشان و سپس دريائي بدل شد كه كاخ رژيم پهلوي را درهم كوفت. اما، «اجتماعات» و «احزابي» كه حضرت امام خميني(ره) تاسيس آنها را ابزاري براي ايجاد اختلاف در بين صفوف ملت مي‌دانستند، كوشيدند با اسباب‌كشي به نهادهاي انقلاب اسلامي، كاربري پيشين خود را ادامه دهند.مي‌دانيم كه يكي از اين اجتماعات، كه در هر دو مساله "شهيد جاويد" و "قتل شيهد شمس‌آبادي" به اختلاف افكني در نهضت اسلامي مي‌پرداخت «گروه ضربت» بود. اين گروه كه اتفاقاً در جوار كانون اصلي هدايت نهضت يعني حوزه علميه قم شكل گرفته بود، به سرعت توانست در ميان نهادهاي انقلاب جا باز كند.يكي از اصلي‌ترين نهادهائي كه گروه ضربت به آن راه يافت «كميته انقلاب اسلامي» بود. شگفت آنكه حضرت امام خميني(ره) در نخستين روزهاي استقرار جمهوري اسلامي به همين امر هشدار دادند. اين هشدار توأم بود با سومين اشاره صريح حضرت امام خميني(ره) به مساله سازي «شهيد جاويد».حضرت امام خمينی(ره) در 29 فروردين 1358 ه.ش طی سخنانى در جمع مسئولان كميته‏هاى انقلاب ضمن اشاره به كتاب شهيد جاويد، نسبت به حضور عناصر نفوذي به كميته‌ها هشدار دادند. در اين جمع که فرماندهان و مسئولان كميته‏هاى چهارده گانه انقلاب اسلامى تهران، به اتفاق‏ حضرات آقايان مهدوى كنى، ملكى، مرواريد، مفتح، محمدى گلپايگانى، جلالى خمينى، حقى، باقرى كنى، خسروشاهى و زنجانى حضور داشتند، ايشان به اهمیت کمیته ها اشاره کردند و گو اينکه رابطه‌ای بین  "شهید جاوید" و "نفوذ در "کميته های انقلاب اسلامی" احساس کرده باشند، در مورد هر دو موضوع به صورت مبسوط سخن گفتند.در این جلسه ابتدا آيت الله مهدوى كنى سرپرست كل كميته‏هاى انقلاب اسلامى، خلاصه‏اى از اقدامات كميته‏ها را به عرض حضرت امام خمينی(ره) رساند. سپس ايشان فرمودند:«... همه، مى دانند كه پس از پيروزى انقلاب تا اين حد و بيرون كردن اين قواى شيطانى، البته دنبال هر انقلاب يك اغتشاشاتى هست، يك نابسامانيهايى هست...»«پاسدارها... جلو همه اين مفاسد را تا آن حدودى كه امكان داشت [گرفتند] در همه بلاد كميته‏ها و پاسداران انقلاب اين كارهاى مفيد را انجام دادند... بايد اين پاسداران و كميته‏ها باشند تا آن روزى كه قدرت نظامى يكجورى باشد كه خلع سلاحِ تمام مفسدين را و گروههايى كه دارند اخلال مى‏كنند، بكنند. علامت اينكه قدرت پيدا كرده‏اند اين است كه خلع سلاح كرده باشند... گروههايى كه در بين مردم دارند مَفْسَده مى‏كنند... تا اينكه قدرت دولت به اندازه‏اى نشود كه اين اشخاص مفسد را خلع سلاح بكند و به جاى خودش بنشاند، اين احتياج به كميته‏ها و احتياج به پاسداران انقلاب ضرورى است...»«آن چيزى كه مشكل است اين است كه اين كميته‏ها... گاهى افراد غيرصالحى در آنها پيدا شده است؛ يا كميته‏ها اصل از افراد غيرصالح تشكيل شده است...، و اينها كارهايى انجام مى‏دهند كه ضد انقلاب است...، برخلاف شرع اسلام است؛ و اين موجب اين مى‏شود كه چهره انقلابى ما را مشوه كنند، هم در داخل و هم در خارج؛ كه بگويند اين پاسداران انقلاب و اين كميته‏ها همه كميته فلان و پاسدار انقلاب اسلام هستند و مع ذلك اين كارها دارد انجام مى‏گيرد، پس معلوم مى‏شود كه اسلام، اين وضع را دارد اسلام؛ اين آشفتگيها را اسلام مى‏خواهد!» ضرورت برخورد با کميته های خودسر«... بايد فكر اين مطلب را كرد كه اينهايى كه سرخود رفتند و تشكيل كميته دادند، يا آنهايى كه سرخود نرفتند لكن ديگران در آن نفوذ كردند... و كم كم بر ديگران يك مسائل باطل را تحميل كردند، بايد فكر اين معنا بشود كه چه جور و از چه راه ما مى‏توانيم اصلاح كنيم... مثلًا در هر شهرى كه چند نفر مثلًا آدم نافذ يا معمم يا غيرمعمم است به عدد آنها كميته هست؛ كميته‌هايى كه هر كدام با ديگرى مخالف هستند و هر كدامى جرّ نفع (منفعت طلبی) به طرف خودشان و اشكال به طرف ديگر مى‏كنند و كارهاى نابسامانى كه منافى با انقلاب است، منافى با اسلام است، انجام مى‏گيرد. و ما نتوانستيم تا حالا با كوششى كه كرديم ... اين اختلافى كه بين بعضيها هست رفع بكنيم.» تصفيه و اصلاح كميته‏ها«... چطور ما اصلاح كنيم اينها را؟... تصفيه لازم دارد اين كميته‏ها... اشخاص يا هيأتهايى بروند يكى، يكى اين كميته‏ها را ملاحظه كنند و از اشخاص مطلع اعمال اينها را بپرسند و ببينند چه كارهايى كرده‏اند و... آن شخصى كه مُفسد است، يا كنار بگذارند و يا اگر مجازات مى‏خواهد مجازات بكنند و به جاى او يك شخص صالح بگذارند... اشخاصى كه مفسد هستند، آنها را كنار بگذاريد و اشخاص صالح به جاى آنها بگذاريد. حتى در خود قم هم پيدا مى‏شود يك همچو چيزى؛ گاهى كارهاى خلاف مى‌شود... آن محل اشكالى است كه بايد باشد لكن اصلاح هم بايد باشد؛ تصفيه كنيد... و اگر اين تصفيه‏ها بشود، معلوم نيست كه ديگر انتقادى در كار باشد... و الّا خوب، اين مردمى كه در مسئله آقاى طالقانى كه مورد احترام همه ما هست- اين مردمى كه جلو افتادند و اين تظاهرات را كردند، اينها براى خاطر آقاى طالقانى اين كار را كردند؟! يعنى اينها علاقه دارند به آقاى طالقانى؟! آن كسى كه خدا را قبول ندارد، با آقاى طالقانى كه خدا را قبول دارد و- عرض مى‏كنم كه- شخص روحانى است و متعبد به اسلام است، براى او اين كارها را كردند؟! يا براى اينكه نگذارند يك محيط سالم باشد؟...»شایان گفتن است که به دنبال دستگيرى دو تن از فرزندان حضرت آيت الله طالقانى، و پس از آنكه ايشان به عنوان اعتراض به نحوه عملكرد دستگيركنندگان چند روزى از تهران بيرون رفتند، منافقين و ديگر گروهكها از اين جريان براى ايجاد تشتت در جامعه و تضعيف رهبرى سوء استفاده كردند و به تظاهرات و فتنه و آشوب دست زدند. كارشكنى در امر كشاورزى، و در كارخانه‏ها«خوب، قضيه كشاورزى برخلاف مصلحت ملت است كشاورزى؟! چرا مى‏روند نمى گذارند كشاورزى بشود؟ و چرا مى‏روند تحريك مى‏كنند اين كشاورزها را كه شلوغ بكنند و مانع بشوند از اينكه كشاورزى بشود؟... كارخانه‏ها اگر راه بيفتند اين برخلاف مصلحت مملكت ماست؟...»«... همه اين مسائل به ما اين مطلب را نشان مى‏دهد كه يك عده‏اى مأمورند از طرف خارجيها- و من بيشتر احتمال مى‏دهم امريكا باشد- مأمورند از طرف اينها كه نگذارند ايران سالم باشد، نگذارند آرام باشد. اين مأموريت را اگر بتوانند در كارخانه‏ها انجام مى دهند، اگر بتوانند، در كشاورزى انجام مى‏دهند، بتوانند در دانشگاهها و...(انجام می دهند)....»«خود آنها با آقاى طالقانى مخالفند. هر روزى كه دستشان برسد سَرِ او را مى‏بُرند و سر امثال او را! لكن حالا بهانه دستشان افتاده است كه مثلًا آقاى طالقانى رفته‏اند بيرون! اين بهانه دستشان افتاده، و آن بساط را در مدرسه‏هاى ما و در خيابانهاى ما اينها درست كردند، و براى كميته‏ها شروع كردند تبليغات سوء كردن. اينها يك دسته‏اى هستند كه فردا هم يك چيز ديگر پيش مى‏آورند.» شهيد جاويد و جريان سازي ساواك«...من پيشتر گفته بودم- زمان طاغوت- كه ما در مواقع معينى مى‏بينيم كه يك غائله بلند مى شود. آن مواقع معين، يكوقت قبل از ماه رمضان است و يكوقت قبل از ماه محرّم. ماه رمضان براى دولت سابق يك خطرى داشت كه نبادا روحانيون- در مساجد [كه‏] مردم مجتمعند، ماه عبادت است- نبادا يك تبليغ سوئى بر ضد دولت بشود. قبل از ماه مبارك يك غائله درست مى‏كردند! غائله- قضيه مثلًا- «شهيد جاويد»! يك ماه مبارك را ماها غفلت مى‏كرديم...»«يك ماه مبارك ما سر يك مسئله جزئى به جان هم مى‏افتاديم. اهل منبر دو طايفه مى‏شدند: ... يك طايفه از آن‏ور، يك طايفه ... يك ماه مبارك را ما هدر مى‏داديم كه دولت را بايد در اين ماه مبارك ما تنبيهش بكنيم به يك چيزهايى، يك مطالبى بگوييم، آنها درست مى‏كردند اين مطلب را و ما را سرگرم مى‏كردند به شهيد جاويد! يك ماه، دو ماه، سه ماه اين مى‏شد...»«همچو كه اين طرف(روحانيت و جريان نهضت اسلامی) [رو به‏] سردى مى‏رفت و ماه محرّم مثلًا نزديك مى‏شد، مسئله مرحوم «شمس آبادى» را پيش مى‏آوردند. اى بسا كه شمس آبادى- حالا شايد هم خودشان يك همچو كارى مى‏كردند كه اين غائله درست بشود! حالا خودشان هم نكرده باشند كس ديگرى كرده باشد اما آنها غائله را درست مى‏كردند و دو دسته راه مى‏انداختند، يك دسته از آن‏ور و يك دسته از آن‏ور. و قواى ما و نيروى ما كه بايد صرف بشود در مصالح اسلام، سر اين قضيه هدر مى‏دادند تا اينكه اين يك خرده‏اى (نهضت) سرد مى‏شد. وقتى كه اين سرد مى‏شد، نزديك مى‏شد- مثلًا- يا ماه رمضان يا ... مى‏شد، قضيه «دكتر شريعتى» را پيش مى‏كشيدند؛ از آن‏ور يااللَّه شروع مى‏كردند تبليغات بر له او، از آن‏ور شروع مى‏كردند تبليغات عليه او. تمام قوا صرف مى‏شد سر اين. و الآن هم مشغولند.»«الآن هم آنهايى كه مى‏خواهند نگذارند كه اين مسائل ايران، روى مصالح مسلمين [درست‏] بشود، حالا هم اين مسائل هست. وقتى اين هم سرد شد، يك مسئله ديگر! حالا شما خواهيد ديد بعد از اينكه مثلًا اين غائله(خروج آيت الله طالقاني از تهران) اخير از بين رفت و حل شد- و چنانچه حل است و خود آقاى طالقانى هم الآن در قم هستند و با ما ملاقات كردند و خود ايشان هم ناراحت از اين مسائل شدند كه يك همچو حرفهايى درست كردند- بعد از اينكه اين غائله [تمام‏] شد، يك غائله‏اى درست مى‏كنند. حالا يا خودشان مى‏فرستند- مثلًا فرض كنيد كه- يك كسى را مى‏گيرند، مثلًا احمد ما را مى‏گيرند- ولو اينكه اگر احمد را بگيرند بكُشند هم من حرفى نمى‏زنم، اما مى‏خواهند اينها [غائله‏] درست بكنند- يا مثلًا ... از يكى از علماى ايران، پسرش را مى‏گيرند يك كارى سرش مى‏آورند، اين يك غائله پيدا مى‏شود. تا اين شد، خودشان شروع مى‏كنند قبل از اينكه صاحبكار مشغول بشود و اظهار تأثر بكند، آقايان [اظهار] تأثر مى‏كنند، «وامصيبت» آقايان مى‏گويند! خود صاحبكار هيچ حرفى نمى زند اما آقايان سينه مى‏زنند.» هدف جريان سازى؛ بازگشت جهانخواران«اين چيست؟ براى اين است كه نمى‏خواهند كه اين مملكت ما به دست خودمان باشد. اينها مأمورند كه اين مملكت را كارى بكنند كه آن مسائل سابق دوباره با يك فرم ديگر فرم شاهنشاهى ديگر نمى‏شود، اما با يك فرم ديگرى- عود بكند و ما باز همان اختناقها و همان چپاولگريهايى كه آنها داشتند و همان مال مردم را خوردن دوباره بيايد؛ يك مقدارى هم گير اينها بيايد و اينها هم استفاده‏اى بكنند! ما بايد الآن تمام قوايمان را صرف كنيم در اينكه اينطور مسائل را كه اينها پيش مى‏آورند خنثى بكنيم. البته اينها اين مسئله را پيش آوردند و چه بسا خود آنها اين مسئله را مى‏خواستند بشود و خود آنها مثلًا فلان را گرفتند و خود آنها خواستند [سر و صدا] بشود، بعدش هم هياهو كردند و ... صاحبكار همچو هياهويى نكرده، آنها شروع كردند هياهو كردن.»«... اينكه راجع به كميته‏ها هياهو مى‏كنند، اين امر تازه‏اى نيست. اينها بساطشان و اساس مسائلشان اين است، يعنى تزشان اين است كه بكوبند هر چيزى را، هر نقطه‏اى را كه مى‏خواهد براى اين ملت يك كارى بكند. من عرض كردم شاهد بزرگى بر اينكه اينها حسن نظر ندارند و سوء نيت دارند جلوگيرى از رفراندم (جمهوري اسلامي در 10 و 11 فروردين 1358) بود. رفراندم را مى توانند بگويند ملى نبود؟! مى‏توانند بگويند كه دست داشت، دولتى در كار بود كه دستى رويش داشته باشد؟! ... نمى‏توانند اين را بگويند... آنها با تمام قوا كوشيدند به اينكه جلوگيرى بكنند. هر جا توانستند بعضى از صندوقها را آتش زدند، بعضى مردم را اذيت كردند مانع شدند از اينكه [رأى داده‏] بشود. تحريم كردند. خوب، اين دليل بر اين است كه... نمى‏خواهند اين انقلاب به ثمر برسد؛ اينها مى‏دانند، خارجيها لمس كردند مطلب را.» تبليغات عليه روحانيت«سابقاً يك مطلبى بود كه علمى بود كه اگر اجتماع كنند مردم با هم، اگر يك ملتى با هم مجتَمع بشود، نمى‏شود جلويشان را بگيرند. روى آن مسئله علمى‏اى كه داشتند آنها(خارجی ها؛ غربی ها) و ديد سياسى كه داشتند، نمى‏گذاشتند اقشار با هم نزديك بشوند. ماها را از دانشگاهيها همچو دور كردند كه ماها آنها را تكفير مى‏كرديم، آنها ما را تحميق مى‏كردند. آنها مى گفتند اين دسته- عرض مى‏كنم كه- عمال دربار هستند، آخوند يعنى دربارى، آخوند يعنى انگليسى!... اصل دين را، اينها [گفتند] كه ... براى افيون است!... براى اينكه مردم را خواب بكنند و آنها قدرت خودشان را اعمال بكنند... در صورتى كه اگر هر منصفى به تاريخ انبيا مراجعه كند، مى‏بيند كه انبيا بودند كه توده‏ها را بيدار مى‏كردند بر ضد دولتها. خوب، اين موسى- عليه السلام- است كه توده مردم را، يك آدم شبان با يك عصا راه افتاد، توده مردم را بيدار كرد بر ضد فرعون. نه فرعون موسى را درست كرد براى خواباندن آنها؛ موسى مردم را تجهيز كرد براى اينكه جلوى قدرتمندها را بگيرند. اين تاريخ اسلام ما كه دم دستمان است و همه‏تان مى‏دانيد، مى‏دانيد كه اينطور نبود كه قدرتمندهاى قريش حضرت رسول را درست كرده باشند و دين اسلام را درست كرده باشند براى اينكه توده را خواب كنند! اين حضرت رسول بود كه توده‏ها را بيدار كرد... جنگهاى پيغمبر همه با قدرتمندها بود... تبليغات آنها به قدرى بوده است كه شايد... در بين جوانهاى ما اين معنا را به باور رساندند... كه خير، اصل دين براى يك همچو چيزى است!...» پرچمداران جنبشهاى آزاديبخش«... من از اول دولت رضا شاه تا حالا يادم است و وارد در جريان هم بودم... آنكه با اين قدرت شيطانى در اين طول 50 و چند سال مخالفت كرد روحانيون بودند؛ تمام جبهه‏هاى سياسى كنار بودند... آن كه... قيام كرد بر ضد رضا شاه، علماى تبريز بودند؛ يكوقت هم علماى خراسان بودند؛ يكوقت هم علماى اصفهان بودند كه در قم جمع شدند؛ كه ما همه‏اش را حاضر بوديم. آن كه در مجلس مخالفت مى‏كرد، «جبهه ملى» نبود مدرس بود. «نهضت آزادى» نبود مدرس بود؛ كه مى‏ايستاد و برخلاف آنجا... تبليغات بر ضد روحانيت دامنه دار بوده است و اين تبليغات، براى خاطر اين بوده است كه آنها مى‏خواستند كه اين جناح روحانى را از مردم جدا بكنند تا نتوانند اينها با هم مجتمع بشوند... اين ملت وقتى كه روحانى‏اش و- عرض مى‏كنم- دانشگاهى‏اش، بازارى‏اش و- عرض بكنم- كشاورزش، همه اينها با هم مجتمع شدند و يك كلام گفتند كه «مرگ بر اين سلطنت» و يك كلام گفتند كه ما «جمهورى اسلامى» مى خواهيم، هيچ قدرتى نتوانست جلوى اينها را بگيرد... و نبود جز اينكه اسلام در كار بود و مردم شهادت را طالب بودند؛ و نبود الّا اينكه همه با هم بودند... اين معنا را اينها لمس كردند. در رفراندم اينها فهميدند قضيه چى هست.» آينه بيانات امام خميني(ره)از بیانات تفصيلي حضرت امام(ره)، به طور اجمالي درباره "مساله سازي" و "شهيد جاويد" مباحثی را برگزیدیم که مصاديق آنها در رفتار گروه ضربت طي سالهاي طولاني عينيت مي يافت. در آينده به اين مصاديق بيشتر اشاره خواهيم كرد. انشاءالله